نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
اسناد فاششده از جمعیت هلالاحمر تحت کنترل رژیم طالبان نشان میدهد که شهابالدین دلاور با نادیده گرفتن شایستهسالاری، شبکهای ۲۲ نفره از خویشاوندان و باشندگان ولایت لوگر را در بستهای کلیدی این نهاد امدادی مستقر کرده است.
در حالی که رژیم طالبان مدعی مبارزه با فساد و برچیدن بساط خویشخوری است، انتصابات اخیر در جمعیت هلالاحمر نشاندهنده یک «لوگریسازی» سیستماتیک در بدنه این نهاد است. این گزارش با تکیه بر اسناد معتبر، از جابهجایی مدیران مسلکی در چندین ولایت و جایگزینی آنها با افراد وابسته به رئیس این اداره پرده برمیدارد که مستقیماً با فرامین صریح رهبری این گروه در تضاد است.
بر مبنای اسناد، مهرهچینیهای دلاور ابعاد گستردهای یافته است؛ در قندهار، شفیقالله امینی جایگزین حافظ محمد مدنی شده و در ننگرهار، زرخان احمدزی کرسی روابط بینالملل را تصاحب کرده است. در پایتخت نیز عبدالله عرفان به ریاست امور صحی کابل گماشته شد. این موج به ولایات دورتر نیز رسیده است؛ بهطوریکه در بامیان، تخار و بغلان، افرادی چون روحالله و فضل (همگی از ولایت لوگر) جایگزین مدیران قبلی در بخشهای حوادث، عملیاتی و ریاست شفاخانه قلبی شدهاند.
در ولایات کاپیسا، لغمان و بخشهای مرکزی ریاست صحی نیز افرادی نظیر لعلمحمد احمدزی و عبدالعلیم احمدزی در بستهای آمریت سوانح و ارتقای ظرفیت منصوب شدهاند.
این نخستین بار نیست که نام شهابالدین دلاور با پروندههای خویشخوری گره میخورد. وی پیشتر در زمان تصدی وزارت معادن، دامادش (شکرالله شاکر) و پدر داماد خود (مولوی حفیظالله) را در پستهای ارشد و مشاوریت گماشته بود. شواهد نشان میدهد که شکرالله شاکر حتی شخصاً خود را به عنوان رئیس دفتر دلاور تعیین کرده است. همچنین منابع تأکید میکنند که مولوی حفیظالله نقش گستردهای در فساد مربوط به قراردادهای این نهاد ایفا میکند.
منابع آگاه تصریح میکنند که در مقرریهای اخیر، پسران شهابالدین دلاور مداخله مستقیم داشتهاند. این اقدامات در حالی صورت میگیرد که ریاست نظارت بر فرامین ملاهبتالله پیشتر طی مکتوبی هشدار داده بود: «گماشتن افراد بر اساس خویشاوندی سبب نارضایتی خداوند و عذاب میشود.» با این حال، نادیده گرفتن این هشدارها از سوی مقامات ارشد، بیانگر ضعف در نهادهای نظارتی و حاکمیت روابط بر ضوابط است.
تسلط پیوندهای خونی بر تخصص در نهادهای خدماتی، نشاندهنده استحاله تدریجی ساختار اداری افغانستان تحت کنترل طالبان به یک نظام قبیلهای است که کارآمدی نهادهای امدادی را در بلندمدت با فروپاشی مواجه خواهد کرد.
عنوانی که جامعه به یک مرگ خشونتبار اختصاص میدهد، لزوماً تابعی از احکام رسمی یا باورهای دینی نیست. در جغرافیایی که قدرت همواره با حذف و خشونت گره خورده، واکاوی مرگ دکتر نجیبالله و تبدیل شدن او به یک نماد اخلاقی، نیازمند بازخوانی دقیقِ نسبت میان کارنامه امنیتی، سیاست آشتی ملی و پیامدهای فروپاشی نظم سیاسی است.
در پی قتل هدفمند سه تن از پیروان مذهب اسماعیلیه در بدخشان و تخار و بازداشت جمعی از پیروان مذهب جعفری در کابل توسط وزیر عدلیه رژیم طالبان، نگرانیها از تشدید برخورد با اقلیتهای مذهبی بالا گرفته است. این حوادث که آخرین مورد آن شام ۱۲ جدی رخ داد، نشاندهنده ناتوانی یا بیمیلی رژیم در تأمین امنیت پیروان سایر مذاهب است.
نظرسنجی خبرگزاری سلاموطندار از ۱۸۰۰ شهروند کابل نشان میدهد ۹۲.۳ درصد مردم با کاهش شدید سطح آب مواجهاند. طبق این یافتهها، سطح آبهای زیرزمینی در اکثر مناطق بیش از ۴۰ متر سقوط کرده و اکثریت خانوادهها با درآمد کمتر از ۱۵ هزار افغانی، توان مالی برای تأمین هزینههای فزاینده خرید آب از شرکتهای خصوصی را ندارند.
ریاست امر به معروف رژیم طالبان در تخار با احضار ۳۷ تن از اساتید دانشگاه، آنان را ملزم به رعایت معیارهای ظاهری و گذاشتن ریش مطابق با سنت کرد. در این نشست که با حضور رئیس دانشگاه برگزار شد، از اساتید تعهد کتبی اخذ گردید که دستورات این اداره را اجرا کنند. برخی اساتید این رویکرد را مانع تمرکز بر فعالیتهای علمی میدانند.