خوب و بد در گذر زمان: هنجارهای اجتماعی و عدالت تاریخی

مفاهیم خوب و بد، برخلاف ظاهر مطلقشان، در بستر زمان و هنجارهای اجتماعی دگرگون می‌شوند. رفتاری که در دوره‌ای نشانه شجاعت، مهارت یا تدبیر تلقی می‌شد، ممکن است امروز مصداق خشونت یا خطا دانسته شود. داوری اخلاقی و تاریخی تنها زمانی منصفانه است که هر پدیده در زمینه اجتماعی و فرهنگی زمانه خود سنجیده شود.

مفاهیم خوب و بد، برخلاف ظاهر مطلقشان، در بستر زمان و هنجارهای اجتماعی دگرگون می‌شوند؛ رفتاری که در دوره‌ای نشانه شجاعت یا تدبیر تلقی می‌شد، ممکن است امروز مصداق خشونت یا خطا دانسته شود. فهم اخلاق و داوری تاریخی تنها زمانی ممکن است که هر پدیده در زمینه اجتماعی و فرهنگی زمانه خود سنجیده شود.

خوب و بد، در نگاه نخست، به صورت واژه‌ای مطلق به نظر می‌آیند. دزدی همیشه بد است و فداکاری همیشه خوب. اما معنای واقعی این دو واژه، نه در واژه بلکه در زمینه زمان، مکان و هنجارهای اجتماعی شکل می‌گیرد. آنچه امروز به عنوان دزدی، خشونت یا خیانت می‌شناسیم، ممکن است در گذشته مصداق شجاعت، مهارت یا تدبیر بوده باشد.

در جوامع اولیه، برداشتن مال دیگران همواره به معنای بدی اخلاقی تلقی نمی‌شد. اگر کسی موفق می‌شد با مهارت و شجاعت منابع دیگران را تصاحب کند، جامعه او را نه به عنوان فردی بد، بلکه به عنوان قهرمان یا عیار می‌شناخت. همین میل به قدرت و برتری، در گذشته با جنگ و کشتار نشان داده می‌شد و امروز در قالب ورزش‌های رزمی، رینگ و کمربند قهرمانی مهار شده است. به این ترتیب، جامعه با تغییر هنجارها و قراردادها، رفتار انسان‌ها را شکل داده و خشونت را به قالب‌هایی قابل کنترل و مشروع تبدیل کرده است.

پیامبران الهی نیز در هدایت اخلاق و هنجارهای جامعه، همان مسیر را ادامه دادند. آن‌ها خوب و بد را از آسمان نیاوردند، بلکه هنجارهای اجتماعی موجود را رصد کرده و با روتوش الهی اصلاح کردند تا با نیازهای واقعی انسان و نظم اجتماعی همخوان شود. اجتهاد فقهی در سنت شیعه نیز ادامه همین مسیر است؛ فقیه با تحلیل آیات و روایات، آنچه را در زمانه خاصی «خوب» یا «بد» است تشخیص می‌دهد و آن را با هنجارهای اجتماعی و شرایط واقعی انطباق می‌دهد.

این دیدگاه نشان می‌دهد که قضاوت تاریخ بدون درک معیارها و هنجارهای زمانه، ناعادلانه است. در تاریخ افغانستان، مثال وزیر اکبرخان و شاه شجاع روشن است: وزیر اکبرخان در یک ملاقات دیپلماتیک رقبای سیاسی‌اش را کشت و شاه شجاع مسیر دیپلماسی و اتکا به قدرت انگلیس را انتخاب کرد. قضاوت امروز ممکن است جای قهرمان و وطن‌فروش را عوض کند، اما در هنجار زمان خود، اقدامات هر دو مصداق متفاوت شجاعت، تدبیر یا خیانت محسوب می‌شدند.

نمونه دیگری که برای درک کودکان و نوجوانان ساده است، پرچم سفید است. کودکی که در هنجار طالبان بزرگ می‌شود، سفید را نماد گروه خاص می‌بیند. وقتی همین فرد فیلمی از جنگ جهانی دوم می‌بیند که پرچم سفید در دست افراد تسلیم‌شده است، ممکن است همان نماد را با هنجار زمان خود قضاوت کند و همه آن‌ها را شبیه طالبان ببیند. این مثال نشان می‌دهد که بدون فهم زمینه اجتماعی و تاریخی، قضاوت‌ها اغلب ناعادلانه و گمراه‌کننده هستند.

حتی در تاریخ دین و زندگی پیامبر اسلام، مسائلی مانند ازدواج با کودکان، اگرچه امروز مورد بحث و نقد قرار می‌گیرد، در زمان خود با هنجار اجتماعی مطابقت داشته و حتی مخالفان سیاسی نیز ملامت نکرده‌اند. این نشان می‌دهد که قضاوت اخلاقی امروز نسبت به گذشته بدون درک هنجار و زمانه، ناعادلانه است.

در نهایت، آنچه از این بحث برمی‌آید، این است که خوب و بد در واژه مطلق هستند، اما در معنا و مصداق، همیشه وابسته به زمان، مکان و هنجارهای اجتماعی‌اند. فلسفه اخلاق نه صرفاً مجموعه‌ای از قواعد مطلق، بلکه ابزاری برای مدیریت رفتار انسان‌ها در جامعه است. پیامبران، اجتهاد فقهی و هنجارهای تاریخی همه نشان می‌دهند که اخلاق انسان، بیشتر از آنکه بخواهد غرایز و رفتارها را حذف کند، آن‌ها را مهار و جهت‌دهی می‌کند تا زندگی جمعی ممکن و منصفانه شود.

مفاهیم خوب و بد، برخلاف ظاهر مطلقشان، در بستر زمان و هنجارهای اجتماعی دگرگون می‌شوند؛ رفتاری که در دوره‌ای نشانه شجاعت یا تدبیر تلقی می‌شد، ممکن است امروز مصداق خشونت یا خطا دانسته شود. فهم اخلاق و داوری تاریخی تنها زمانی ممکن است که هر پدیده در زمینه اجتماعی و فرهنگی زمانه خود سنجیده شود.