نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
انتصاب «مولوی بهادر خلیل» به ریاست دانشکده مهندسی دانشگاه هرات، موجی از واکنشها را در میان استادان، دانشجویان و کاربران شبکههای اجتماعی برانگیخته است؛ واکنشهایی که بار دیگر پرسش درباره معیارهای علمی، شفافیت انتصابات و روند فزاینده سیاسیسازی دانشگاهها در افغانستان را برجسته کرده است.
انتصاب مولوی بهادر خلیل بهعنوان رئیس دانشکده مهندسی دانشگاه هرات، تنها یک جابهجایی اداری نیست، بلکه به نمادی از مناقشهای بزرگتر در فضای آموزش عالی افغانستان بدل شده است.
پس از انتشار این خبر، شماری از حامیان طالبان سندی را بهعنوان مدرک تحصیلی او منتشر کردند و مدعی شدند که وی از دانشگاه قندهار در رشته مهندسی فارغ شده و سابقه کاری مرتبط دارد. با این حال، همین توضیحها نیز نتوانسته است بخش بزرگی از جامعه دانشگاهی را قانع کند، زیرا مسئله اصلی برای منتقدان، صرفِ داشتن مدرک نیست، بلکه شفاف نبودن روند انتخاب و نادیده گرفتن معیارهای پذیرفتهشده علمی است.
واکنشهای گسترده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که این انتصاب در بستری از بیاعتمادی نسبت به ساختارهای تصمیمگیری طالبان رخ داده است.
بسیاری از استادان و دانشجویان میگویند که اگر قرار باشد مدیریت یک دانشکده تخصصی به فردی سپرده شود، باید مسیر معمول دانشگاهی، شامل تدریس، پژوهش، تجربه مدیریتی و ارتقای علمی، بهطور روشن طی شده باشد. در مورد دانشکده مهندسی، این حساسیت دوچندان است؛ زیرا چنین نهادی مستقیماً با آموزش نیروی متخصص برای زیرساخت، عمران، انرژی و توسعه کشور سروکار دارد و هر تصمیم غیرشفاف میتواند اثرات بلندمدت بر کیفیت آموزش بگذارد.
فضلهادی وزین، استاد دانشگاه، در واکنش به این موضوع تأکید کرده که انتقادها متوجه پوشش یا گرایش دینی افراد نیست، بلکه به رعایت اصول علمی و ساختارهای آکادمیک مربوط میشود. او این پرسش را مطرح کرده که چگونه ممکن است ریاست یک دانشکده به فردی واگذار شود که سابقه تدریس و پژوهش دانشگاهی، یا طی کردن مراحل مرسوم ارتقای علمی را در کارنامه ندارد.
از نگاه او، دانشگاه نمیتواند با منطق وفاداری سیاسی یا ظواهر غیرعلمی اداره شود، زیرا چنین رویکردی بنیان اعتبار علمی نهادهای آموزش عالی را تضعیف میکند.
در همین حال، برخی از کاربران و منتقدان، پاسخهای ارائهشده از سوی سخنگوی وزارت تحصیلات عالی طالبان را نیز ناکافی دانستهاند. به باور آنان، بهجای آنکه درباره سوابق علمی، توانایی مدیریتی و معیارهای گزینش توضیح داده شود، بحث به موضوعاتی غیرمرتبط و حاشیهای کشانده شده است.
این نوع پاسخگویی، از نظر منتقدان، نشاندهنده آن است که معیار پاسخگویی آکادمیک در ساختار فعلی آموزش عالی عملاً تضعیف شده و نهادهای علمی بیش از پیش زیر سایه ملاحظات سیاسی قرار گرفتهاند.
این انتصاب در ادامه روندی دیده میشود که پس از بازگشت طالبان به قدرت، در بخشهای مختلف اداری و دانشگاهی افغانستان گزارش شده است. در ماهها و سالهای اخیر، موارد متعددی از جابهجایی مسئولان دانشگاهی، کنار رفتن استادان شناختهشده و جایگزینی چهرههای نزدیک به ساختار قدرت منتشر شده است.
منتقدان میگویند این روند نهتنها استقلال دانشگاه را محدود میکند، بلکه بهتدریج فضای علمی را به محیطی بسته و تابع بدل میسازد؛ فضایی که در آن، تخصص در برابر وابستگی سیاسی و ایدئولوژیک عقب رانده میشود.
پیامد چنین وضعیتی، تنها به یک دانشکده یا یک دانشگاه محدود نمیماند. وقتی معیارهای علمی تضعیف شود، اعتماد عمومی به نهادهای آموزش عالی نیز آسیب میبیند. دانشجویان با این احساس روبهرو میشوند که مسیر رشد علمی و حرفهای، نه بر پایه شایستگی، بلکه بر اساس نزدیکی به مراکز قدرت تعریف میشود. در نتیجه، انگیزه برای تحصیل، پژوهش و ماندن در کشور کاهش مییابد و این امر میتواند به تشدید مهاجرت نخبگان، افت کیفیت آموزشی و فرسایش سرمایه انسانی بینجامد.
انتصاب رئیس جدید دانشکده مهندسی دانشگاه هرات، بار دیگر شکاف میان معیارهای علمی و ملاحظات سیاسی در ساختار آموزش عالی افغانستان را آشکار کرده است.
اگر انتصابات دانشگاهی بر پایه شفافیت، تخصص و شایستهسالاری انجام نشود، نهتنها کیفیت آموزش و اعتبار مدارک دانشگاهی آسیب میبیند، بلکه آینده علمی کشور نیز با تهدیدی جدی روبهرو خواهد شد. این انتصاب، از نگاه بسیاری از ناظران، هشداری است درباره مسیری که میتواند دانشگاه را از نهاد تولید دانش به ابزاری برای تثبیت قدرت سیاسی تبدیل کند.
ارسال دیدگاه