تبارشناسی گذرهای کابل؛ از پایتخت درانی تا جاده میوند

نام‌محلات کابل قدیم، نه‌تنها یک نشان جغرافیایی، بلکه شناسنامه‌ای از نظم صنفی، تبار قومی و جایگاه سیاسی ساکنان در ادوار مختلف بوده است. این نوشتار با واکاوی روند انتقال پایتخت در عصر تیمورشاه درانی، چگونگی شکل‌گیری این گذرها را به‌عنوان آیینه‌ای از ساختار اجتماعی، اقتصادی و هویت تاریخی شهری بررسی می‌کند که نام کوچه‌هایش، روایتگر تخصص و تبار مردمان آن است.
نام‌ محلات کابل قدیم، نه‌تنها یک نشان جغرافیایی، بلکه شناسنامه‌ای از نظم صنفی، تبار قومی و جایگاه سیاسی ساکنان آن در ادوار مختلف تاریخ بوده است. این نوشتار با واکاوی روند جابه‌جایی پایتخت در عصر تیمورشاه درانی، چگونگی شکل‌گیری گذرهای کابل را به‌عنوان آیینه‌ای از ساختار اجتماعی و اقتصادی پایتختی کهن بررسی می‌کند.

کابل، این شهر کهن، پس از سقوط رتبیل‌شاهان و متروک‌شدن پایتخت کابلستان قدیم، شکوه سیاسی پیشین خود را از دست داد، اما اهمیت راهبردی‌اش همچنان پابرجا ماند. موقعیت کابل در مسیر هند، آن را به گلوگاه لشکرکشی جهان‌گشایان بدل کرد؛ هر نیرویی که از شمال یا غرب قصد فتح هند را داشت، ناگزیر از کابل می‌گذشت.

بابر، بنیان‌گذار دولت مغولی هند، از همین مسیر به شبه‌قاره رسید. پیوند خانوادگی او با یکی از خاندان‌های روحانی معتبر کابل، علاقه‌اش به این شهر را دوچندان و کابل را به پایتخت تابستانی و شکارگاه شاهان مغول تبدیل کرد. پس از او نادرشاه افشار نیز کابل را پایگاه نظامی خود ساخت و احمدشاه درانی لشکرکشی‌های هندی‌اش را از همین شهر سامان داد.

تحول اصلی اما در عصر تیمورشاه درانی رخ داد. او به دلیل نفوذ فزاینده فئودالان در قندهار و نیز برای مقابله با تهدید انگلیس‌ها در هند، پایتخت را به کابل منتقل کرد. این انتقال تنها جابه‌جایی دربار نبود؛ بلکه مهاجرت سازمان‌یافته دبیران، قضات، مستوفیان، سرداران، پیشه‌وران، معماران و جنگجویان را در پی داشت. برای هر صنف، قوم و حرفه، محل مشخصی تعیین شد؛ نظمی شهری که اثر آن تا امروز در نام محلات کابل باقی مانده است.

در کابل قدیم، گذرها و کوچه‌ها هویت خود را از ساکنان‌شان می‌گرفتند. نام‌ها بازتاب ساختار اجتماعی شهر بودند: کوچه‌های سرداران، محلات دبیران، گذرهای قاضیان، اقوام و پیشه‌وران. بازارها نیز بر اساس حرفه‌ها نام‌گذاری می‌شدند؛ بازار مسگرها، سراجی، آهنگری، کاه‌فروشی. اغلب، محل سکونت و محل کار در کنار هم قرار داشت و نام بازار به نام گذر یا محله سرایت می‌کرد.

از عهد تیمورشاه تا دوره محمدنادرشاه، کابل وسعت چندانی نداشت. محدوده شهر از بالاحصار در شرق، چنداول در غرب، ریکاخانه و قلعه محمودخان در شمال، و مرادخانی و اندرابی در آن سوی دریا فراتر نمی‌رفت. ده‌افغانان، دهمزنگ و پوستین‌دوزها هنوز «ده» محسوب می‌شدند، نه بخشی از شهر.

بالاحصار، مرکز قدرت و محل اقامت شاه و دستگاه حکومتی بود. شوربازار و تخته‌پل، شریان‌های ارتباطی شهر به شمار می‌رفتند. گذر آهنگری، کلالی‌ها، تنورسازان و شمع‌ریزها هر یک نمایندهٔ صنعتی خاص بودند که نیازهای روزمرهٔ شهر را تأمین می‌کردند. محلاتی چون ریکاخانه، مرادخانی و اندرابی، محل سکونت نظامیان یا اقوام مشخص بودند.

در کنار این‌ها، گذرهایی چون خرابات جایگاه هنرمندان و موسیقی‌دانان بود و هندوگذر، شوربازار، دروازه لاهوری و بارانه، مراکز زندگی بازرگانان هندو به‌شمار می‌رفتند. هر گذر داستانی داشت؛ از باغ علیمردان‌خان، یادگار دولتمردان مغول، تا باغبان‌کوچه که نشانی از حضور باغداران کابل قدیم بود.

با گشایش جاده‌های جدید، به‌ویژه جاده میوند، بسیاری از گذرها تخریب شد و تنها نام‌شان در حافظه شهر باقی ماند. هم‌زمان، خانه‌سازی بر دامنه کوه‌ها گسترش یافت و محلاتی چون بالاکوه ده‌افغانان و عاشقان و عارفان شکل گرفت.

بر پایه احصائیه‌ای که در سال ۱۳۲۹ خورشیدی منتشر شد، نفوس کابل پس از توسعه شهرنو، کارته‌چهار و کوته‌سنگی، به حدود ۱۰۶ هزار نفر رسید؛ آماری که نشان می‌دهد کابل، از شهری متکی بر گذرها و پیشه‌ها، آرام‌آرام به سوی پایتختی مدرن در حال دگرگونی بود.

کابل قدیم، با همه کوچه‌ها و گذرهایش، نه فقط یک جغرافیا، بلکه آیینه نظم اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهری است که هویت خود را در نام‌ها حفظ کرده است؛ نام‌هایی که هنوز، با وجود تخریب‌ها و دگرگونی‌ها، در حافظهٔ تاریخی این شهر زنده‌اند.

منبع: محمد آصف آهنگ، یادداشت‌ها و برداشت‌ها از کابل قدیم، صفحات ۲۱ تا ۳۱.