نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
وزارت کار و امور اجتماعی طالبان میگوید که براساس یک قرارداد، بهزودی ۶۵ هزار شهروند افغانستان برای کار به خارج از کشور اعزام خواهند شد.
به گزارش شانا به نقل از طلوعنیوز؛ مخدوم عبدالسلام سادات، معین وزارت کار و امور اجتماعی طالبان، میگوید که از این میان ۱۵ هزار چوپان به قطر، عربستان سعودی و ترکیه اعزام میشوند.
مخدوم عبدالسلام سادات به طلوعنیوز گفت: «ما تلاش میکنیم، تعداد درخواستهایی که حالا داریم و کشورهای جهان از ما خواستهاند مثلاً قطر، عربستان و ترکیه، برای این افراد سهولت فراهم کنیم و تلاش میکنیم هرچه زودتر این مشکل را حل کنیم و افراد خود را برای کار به خارج از کشور اعزام کنیم.»
قابل یادآوری است که قرارداد اعزام کارگران در حکومت پیشین امضا شده بودند و اکنون عملی خواهد شد.
در همین حال، شماری از پایتختنشینان که از بیکاری در کشور رنج میبرند، از مسئولان طالبان میخواهند تا زمینه کار را به آنان فراهم کنند. برخی از آگاهان امور اقتصادی میگویند اعزام کارگران به خارج از کشور در رشد اقتصاد کشور مهم است.
پیش از این اداره توسعه سازمان ملل متحد در گزارشی از افزایش بیکاری در افغانستان ابراز نگرانی کرده است. بربنیاد گزارش این نهاد، در یک سال ۷۰۰ هزار فرصت شغلی در افغانستان از بین رفته است.
در جهانی که سنت و اجبار بر روابط انسانی سایه انداختهاند، زخمهای روحی و الگوهای مخرب از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. بانو مریم محمدی، با قلمی عمیق و تأثیرگذار، به بررسی تأثیر این چرخه زخم و عادت پرداخته و حقیقت تلخ خانههایی را روایت میکند که بیش از آنکه مأمن باشند، آوارند. مریم […]
بانو مریم محمدی، نویسنده و شاعری که با قلمی توانمند و احساسی عمیق، داستانهایی از دل زندگی مینویسد، در این متن به روایت تلخ و تأثیرگذار یک پدر میپردازد. او با نگاهی انسانی و بیپرده، زخمهای روحی و اجتماعی را به تصویر میکشد که در سایه فقر، خشونت و بیعدالتی شکل میگیرند. این داستان، نه […]
در حالی که نگرانیها درباره وضعیت حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان، در افغانستان افزایش یافته است، طالبان بر تمرکز کمکهای بینالمللی بر پروژههای توسعهای تاکید کرده است. وزیر اقتصاد طالبان در دیدار با رئیس یوناما، خواستار آن شد که نهادهای بینالمللی در سال جاری میلادی، تلاشهای خود را در راستای عملی کردن پروژههای توسعهای […]
در پیادهرو قدم میزدم. چشمم به مردی قدبلند و لاغر اندامی افتاد که موهای ماش و برنج مانند و لباس سبز کمرنگ با واسکت سیاه رنگ به تن داشت. لباس و واسکتاش تکهتکه و شاریده بود. صورتش به مردهای مهربان میماند و مثل تمام مردهای سختی کشیده، پیشانیاش چند خط افتاده. شاید پیش خودش فکر […]
دیدگاه بسته شده است.