اخبار هیدراسلایدبین‌المللیتحلیلرسانه‌های جهان

زیان‌کننده شماره یک از پروژه ایران، جهان عرب خواهد بود

  • نوشته: رفیق خوری

خاورمیانه همواره سرزمین کشمکش‌های متراکم حل ناشده بوده و هست. کشمکش هم در زمین و هم در هوا، کشمکش بر سر نفت و گاز در زمان کنونی و بر سر آب در آینده، حمله تبه‌کارانه به نفتکش‌ها در خلیج عمان پس از حمله به آنها در کرانه فجیره.

در زیر سایه این کشمکش‌ها، کشمکش بزرگ دیگری جریان دارد بر سر گاز در شرق دریای مدیترانه و رقابت برای فروش گاز به اروپا و سعی آمریکا در تنگنا قرار دادن فروش گاز روسیه؛ اما همه اینها در کشمکش بر سر مال و قدرت خلاصه می‌شود.

در خاورمیانه تنگ کردن تاریخ با گشاد کردن جغرافیا همزمان است. اما در شرایط کنونی اذهان مشغول کشمکش آمریکا و ایران است که بازیگرهای منطقه‌ای و بین‌المللی متعددی در آن مشارکت دارند، هرچند اداره مستقیم آن در واشنگتن و تهران است. آنچه در حال حاضر رخ می‌دهد درگیری‌های گرم با محاسبات ناسنجیده است؛ ایران سیاست «بزن و انکار کن» را تعقیب می‌کند و آمریکا سیاست «متهم کن و خودداری کن» را. اما مشکل، حفظ بازی از سقوط در پرتگاه خطر است. نه ایران که مجبور به واکنش در برابر جنگ بزرگ اقتصادی ترامپ پس از خروج از برجام است، قادر به تداوم انکار مسئولیت مستقیم و غیر مستقیم خویش است و نه آمریکا می‌تواند از واکنش در برابر هیچ حمله نظامی ایران که او یا هم‌پیمانانش را هدف قرار می‌دهد، خودداری کند و هر دو می‌دانند که جلوگیری از بالا گرفتن تنش سخت است، هرچند که خواهان جلوگیری آن باشند.

مخالفان ترامپ در آمریکا بسیارند. ساده‌ترین چیزی که در کنگره و در رسانه‌ها گفته خواهد شد این است که ترامپ شایسته مسخره شدن از سوی رهبر مذهبی ایران علی خامنه‌ای است که گفته بود: «شخص ترامپ را شایسته مبادله هیچ پیامی نمی‌دانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم و نخواهم داد.»

رئیس جمهور آمریکا از برجام خارج شد و به سیاست «فشار شدید» روی آورد تا ایران را به مذاکره برای وصول به یک قرارداد دیگر وادار کند، اما بدون این‌که برنامه راهبردی فراگیری در اختیار داشته باشد. ترامپ اهدافی را برای خود تعیین کرده است، اما ابزارهای تحقق و اهداف جایگزین آن را در صورت امتناع ایران، مشخص نکرده است. هیچ‌کس هم نمی‌تواند پیش‌بینی کند که آیا وی وارد جنگی خواهد شد که خودش آن را رد کرده است. در صورتی که ایران با سیاست‌های خویش ثابت کند که ترامپ مطابق به گفته مارک دوبویتز از مؤسسه دفاع از دموکراسی «ترامپ پلنگ توئیتری است» چه خواهد شد؟

کریم سجادپور، مشاور بنیاد کارنگی برای صلح، تعبیر دقیقی درباره رهبر ایران علی خامنه‌ای ارائه کرده است: «اگر به صورت ناکافی پاسخ دهد، اعتبارش را از دست خواهد داد و اگر هم پاسخ او بیش از حد باشد، سرش را از دست خواهد داد» البته ایران قبل از کشیده شدن به یک جنگ بزرگ، کارت‌های متعددی برای بازی در اختیار دارد که از جمله توسل به «صبر راهبردی» است. صبر کردن تا این‌که صبر آمریکا تمام شود یا تا بعد از انتخابات آمریکا. جالب این است کسانی که برای کنترل تهور ترامپ روی جنرال ماکماستر و جنرال کیلی و جنرال دوبویتز حساب باز کرده بودند، حالا روی ترامپ برای کنترل تهور بالتن و پمپیو حساب باز کرده‌اند.

 در واقع این بارک اوباما بود که جهان را به سوی منجلاب یک قرارداد اتمی ناقص برد بدون این‌که سازوکاری برای کنترل رفتار ایران داشته باشد. ایران همواره از سیاست تهدید استفاده کرده و هنوز هم بر ضد اروپا آن‌را به‌کار می‌گیرد. ایران با پیروی از این سیاست از اروپا خواهان یک سلسله امتیازها و تضمین‌ها در مقابل دست کشیدن از چیزی که در اختیار ندارد است و می‌گوید نمی‌خواهد آن را داشته باشد، بلکه خامنه‌ای آن را «حرام شرعی» می‌داند و آن سلاح اتمی است.

حالا سؤال حقیقیِ قابل طرح این است: خطر بزگ ایران برای منطقه و جهان چیست؟ داشتن سلاح اتمی یا مداخله در امور داخلی جهان عرب و تشکیل شبه نظامیان مذهبی و گروه‌های زیرزمینی در اینجا و در اروپا و آمریکا و تخریب بافت اجتماعی برای رسیدن به پروژه امپراطوی؟ ایران بمب اتمی را در کجا به کار خواهد برد؟ حتی در صورت داشتن سلاح اتمی برای حمایت از رژیمش مانند کره شمالی، باز هم یک فرق اساسی میان پیونگ یانگ و تهران وجود دارد: اولی جز حمایت از استقرار و تداوم زمامداری خاندان کیم ایل سونگ آرمانی دیگری ندارد، در حالی که دومی تنها هدفش حمایت رژیم نیست بلکه خواهان توسعه‌طلبی در منطقه نیز هست.

این است گوهر بازی. چه ترامپ بر موضع خود ثابت بماند و چه به معامله‌ای دست پیدا کند، زیان‌کننده شماره یک از پروژه ایران، جهان عرب خواهد بود که به صحنه رقابت منطقه‌ای میان ایران، ترکیه و اسرائیل و صحنه رقابت بین‌المللی میان آمریکا، روسیه و چین تبدیل شده است.

اگر پاکسازی منطقه مانند اسرائیل از سلاح اتمی مهم است، مهم‌تر از آن جلوگیری ایران از توسعه دادن موشک‌های بالستیک و در گام دوم، خروج از عراق و سوریه و لبنان و یمن و غزه و جاهای دیگر است. نقطه مشترک میان عرب‌ها و آمریکا و اروپای متمسک به برجام و برخی از اهداف روسیه و چین، از جهت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی این است.

بازی هم پیچیده است و هم به پرتگاه خطر نزدیک‌تر.

منبع: ایندیپندنت

بلخی

Chief Editor of Shana News Agency

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا