نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در جهانی که امروز غرق در غوغا و ناامیدی است، بشر گاه بزرگترین وظیفه خود را در قبال ساختن جامعهای متعالی فراموش میکند. شاید این وضعیت، نتیجه یأس و دلمردگی انسان معاصری باشد که او را از مسئولیتهای اخلاقی و اجتماعیاش غافل کرده است. در نوشتار پیش رو، با واکاوی خلقت جهان و آمیختگی خیر و شر، نشان دادهایم که انسان نقشی تعیینکننده در این میانه دارد. او میتواند و باید با آگاهی و تلاش، مسئولیت خویش را بهجا آورد. هر انسانی در حیطه دانش و توان خود، موظف است در هر نقطه از زندگی، آگاهانه انتخاب کند و در این تئاتر بزرگ، نقشی برتر بر عهده گیرد.
انسان، اختیار و جامعه متعالی
انسان در جهان با آمیختگی خیر و شر مواجه است. بیعدالتی، جهل، فقر و ضعفهای اجتماعی، نه پایان راه و نه دلیلی برای ناامیدی، بلکه زمینهای برای آشکار شدن فضیلت و رشد اخلاقی بشر هستند. مولانا این نکته را با استعارهی «ابلیس» بیان میکند؛ ابلیس نه پدیدهای ناخواسته، بلکه ضرورتی خلقشده است تا انسان بتواند سره را از ناسره تمییز دهد و اختیار واقعی خود را تجربه کند.
هر انسان با آگاهی و اختیار خویش میتواند در مواجهه با نابرابری، ظلم و جهل، راه درست را برگزیند. اختیار انسان ارزشمند است؛ نه صرفاً برای نتیجه، بلکه بهدلیل تمرینی که در تمییز خیر از شر فراهم میآورد. همانگونه که نور و ظلمت در ذات خویش اصالت دارند، ارزش فضیلت انسان نیز به ماهیت آن بستگی دارد، نه صرفاً به حضور شر یا رنج.
نابرابریها و کاستیها، مانند ریشه، پوست و تخم هندوانه هستند؛ شاید بهظاهر اضافی یا «ناسره» بهنظر برسند، اما بدون آنها رشد و بروز میوهی کامل (سره) ممکن نمیشود. انسانها با انتخابهای آگاهانه، همکاری و تلاش جمعی، میتوانند از این زمینهی پیچیده و آمیخته، جامعهای متعالی و عدالتمحور بسازند. مدینهی فاضله محصول عمل آگاهانه است، نه حذف کامل تضادها.
استعارهی بدن انسان و میوه نیز این درس را روشن میکند: بدن سره را از ناسره جدا کرده، نیاز خود را جذب و مابقی را دفع میکند. بدون وجود ناسره، سره قابل آشکار شدن و رشد نیست، اما ماهیت آن نیز تغییر نمیکند. به همین ترتیب، انسانها در مواجهه با تضادها میتوانند فضیلت و عدالت را تجلی بخشند.
بیعدالتی و جهل در جامعه نه نشانهی شکست، بلکه فرصتی برای عمل مسئولانه و اخلاقی هستند. هر انتخاب درست و هر اقدام برای عدالت، نقش انسان را در ساخت جامعهای متعالی روشنتر میکند. جهان صحنهی آزمون و ظهور اختیار است، نه نمایشِ عبث بودنِ تلاشها.
در نهایت، بشر با پذیرش ترکیب خیر و شر و با ایفای نقش فعال در انتخاب، میتواند جامعهای انسانی و فضیلتمحور بسازد. نه به این امید که شر ضروری است، بلکه به این دلیل که اختیار و تلاش انسان، سره را آشکار، عدالت را تقویت و زندگی جمعی را متعالی میکند.
در این نوشتار تحلیلی، استاد موسوی با نگاهی ژرف به سیر تکامل ابزار از تبر سنگی تا هوش مصنوعی، به این پرسش بنیادین پاسخ میدهند که آیا پیشرفت تکنولوژی به معنای تکامل انسان است؟ ایشان با هشدار نسبت به واگذاری «مسئولیت» به ماشین، راه سومی را پیش پای انسان معاصر میگذارند: نه انکار و نه پرستش، بلکه مالکیت آگاهانه.
در میانه بحثهای پرتنش درباره برابری زن و مرد، این یادداشت میکوشد نگاه تازهای به مفهوم عدالت ارائه دهد؛ نگاهی که نه بر حذف تفاوتها تأکید دارد و نه بر یکسانسازی نقشها. نویسنده تلاش میکند نشان دهد فهم درست از ظرفیتها و تنوع انسانی میتواند به شکلگیری جامعهای متعادلتر و روابطی سالمتر میان زن و مرد بینجامد.
در کشوری که حقیقت زیر خاکستر سکوت دفن شده، سازوکار تحقیقاتی مستقل، فانوس راه عدالت است. هر سند ثبتشده، نهتنها ابزار دادخواهی، بلکه سپری در برابر تحریف تاریخ و تطهیر جنایت است. این سازوکار، صدای قربانیان را زنده نگه میدارد و جهانیان را به یادآوری مسئولیتشان در برابر رنج مردم افغانستان فرا میخواند.
فدراسیون بینالمللی مدافعین حقوق بشر در تبعید، در واکنش به تصویب قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد مبنی بر ایجاد سازوکار مستقل حقیقتیاب برای افغانستان، این اقدام را «گامی مهم در مسیر عدالت، پاسخگویی و احقاق حقوق قربانیان» خواند و بر اهمیت آن در شرایط بحرانی کنونی تأکید کرد.