نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
خروج پنهانی همسر یکی از فرماندهان محلی گروه طالبان در ولایت بادغیس، بار دیگر پرده از چالشهای داخلی و ادعاهای سوءاستفاده از قدرت در بدنه نظامی این گروه برداشت.
به گفته این منابع، همسر دوم «حکیمزی»، فرمانده کندک دوم منطقه دهبیرنج در ولسوالی قادس، تنها دو ماه پس از ازدواج، با فرد دیگری از محل گریخته است. این واقعه در حالی رخ میدهد که گروه طالبان همواره خود را مدافع «اخلاق، شریعت و نظم اجتماعی» معرفی میکند، اما در عمل، لایههای قدرت این گروه در تأمین ثبات داخلی خود نیز با چالش مواجهاند.
بر اساس اطلاعات تأییدشده، این فرمانده گروه طالبان هزینههای ازدواج دوم خود را به صورت اجباری از مردم محل و مناطق اطراف جمعآوری کرده بود. این اقدام، نمونهای روشن از سوءاستفاده از قدرت، باجگیری و تحقیر ساکنان تحت سلطه به شمار میرود.
ناظران معتقدند چنین رفتارهایی نه یک استثنا، بلکه بخشی از الگوی رایج خودکامگی و سوءمدیریت در میان فرماندهان محلی گروه طالبان است؛ رویهای که مستقیماً امنیت اجتماعی و کرامت انسانی مردم را هدف قرار داده است.
طبق گزارش سلاموطندار، فقدان آگاهی و سنتهای حاکم، زنان افغانستان را در برابر سرطان دهانه رحم بیدفاع کرده است. بررسی وضعیت زنان در ۸ ولایت نشان میدهد که فقر، نبود مراکز تشخیص و شرم از مراجعه به پزشک، عامل اصلی مرگومیر ناشی از این بیماری است. پزشکان هشدار میدهند که کمبود تجهیزات درمانی مانند رادیوتراپی، منجر به جراحیهای تهاجمی و قطع عضو بیماران میشود.
سازمان بهداشت جهانی هشدار داد که بیش از ۱۴ میلیون افغان بهدلیل سوءمدیریت رژیم طالبان از خدمات درمانی محروم شدهاند. تعطیلی ۴۲۲ مرکز صحی در سال ۲۰۲۵، افزایش فلج اطفال و بحران سوءتغذیه ۱۷ میلیون نفر، محصول سیاستهای افراطی و محدودیتهای جنسیتی است که نظام سلامت را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است.
عارف رحمانی، وکیل پیشین پارلمان، در این یادداشت انتقادی به کالبدشکافی جریانی میپردازد که با نقاب آکادمیک، درصدد مشروعیتبخشی به نابرابریهای ساختاری است. او با نقد دیدگاههای یونس فکور، استدلال میکند که نفی برابری اقوام و تقلیل عدالت به مفاهیم انتزاعی حقوقی، تلاشی برای تثبیت هژمونی قومی و پاککردن صورتمسئله تبعیض است. رحمانی این پروژه را تئوریزهکردن سلطه و گریز از مسئولیت تاریخی میداند.
محرومیت سیستماتیک دختران از تحصیل توسط گروه طالبان، فراتر از یک بحران حقوقبشری، زیرساختهای امنیتی و اقتصادی افغانستان را هدف قرار داده است. این نوشتار تبیین میکند که چگونه حذف زنان از چرخه دانش و اشتغال، با فلج کردن معیشت خانوادهها و جایگزینی مکاتب با مراکز ترویج تندروی، بستری ایدهآل برای تأمین نیروی انسانی گروههای تروریستی و تهدید ثبات جهانی فراهم آورده است.
It’s really a nice blog.