همه مطالب 4339 مطالب امروز: 6
  • تاریخ : شنبه - ۲ - حوت - ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 21 - February - 2026
  • ساعت :

    داستان Archives |خبرگزاری شانا|Shana News Agency|

    فروغ کریمی، نویسنده افغانستانی‌الاصل، برنده جایزه کتاب‌فروشان هالند شد
    ۲ حوت, ۱۴۰۴

    فروغ کریمی، نویسنده افغانستانی‌الاصل، برنده جایزه کتاب‌فروشان هالند شد

    بانو فروغ کریمی، نویسنده افغانستانی‌الاصل مقیم هالند، با رمان «در چشمانم ابرها را حمل می‌کنم» برنده جایزه کتاب‌فروشان هالند در سال ۲۰۲۶ شد. هیأت داوران این اثر را «دلخراش، فوری و ساختاریافته» توصیف کرده‌اند و گفته‌اند کریمی توانسته به پناهنده‌گان صدا ببخشد. این جایزه امسال شامل پنج هزار یورو پول نقد نیز می‌شود.

    وقتی درهای مکتب بسته شد؛ دختری که راهش را از نو ساخت
    ۳ جدی, ۱۴۰۴

    وقتی درهای مکتب بسته شد؛ دختری که راهش را از نو ساخت

    گاهی زندگی درهایش را بی‌رحمانه می‌بندد؛ درست همان‌جا که خیال می‌کنی همه‌چیز تمام شده، نوری از جایی دور پیدا می‌شود. روایت حمیدی، قصهٔ دختری‌ست که از پشت پنجره‌های بستهٔ مکتب، دوباره راهی به سوی روشنایی یافت؛ راهی که با گوهرشاد بیگم آغاز شد و امید را به قلبش برگرداند.

    قصه‌ای از ترس، امید و ایستادگی
    ۳۰ قوس, ۱۴۰۴
    روایت شخصی یک دختر از افغانستان؛

    قصه‌ای از ترس، امید و ایستادگی

    روایت مقدس قربانی، دختر هفده‌ساله‌ای از افغانستان، سفری است از دل روزهایی که ترس و ناامنی بر زندگی کودکان سایه انداخته بود. این حکایت، نه صرفاً بازگویی خاطرات یک نوجوان، بلکه تصویری زنده از مقاومت نسل دخترانی است که در میان محدودیت‌ها، رؤیاهایشان را زنده نگه داشته‌اند و با امید، راه خود را در تاریکی جست‌وجو می‌کنند.

    روایت دختری که از مکتب بازماند، اما از امید نه
    ۲۵ قوس, ۱۴۰۴

    روایت دختری که از مکتب بازماند، اما از امید نه

    بسته شدن مکاتب دخترانه در افغانستان، هزاران نوجوان را از حق آموزش محروم کرد و آینده آنان را در ابهام فرو برد. «روشنایی در مسیر من» روایت صادقانه مینه حمیدی، نویسنده جوان افغانستانی و شاگرد مکتب آنلاین گوهر شاد بیگم، از تجربه محرومیت آموزشی، مقاومت خاموش دختران و بازگشت دوباره به مسیر یادگیری در شرایط دشوار است.

    یک روز پُر از درس زندگی
    ۶ قوس, ۱۴۰۴

    یک روز پُر از درس زندگی

    روایت این دانشجوی ادبیات فارسی‌دری، شرح تقابل روزمره با تنبلی است؛ او روزش را با شکستن عهد بیداری آغاز می‌کند اما در بازگشت از دانشگاه، با پیری دانا روبه‌رو می‌شود. یک جمله ساده از این پیرمرد درباره "فقر علم"، چنان تأثیری بر نویسنده می‌گذارد که او را از خواب غفلت بیدار کرده و ارزش واقعی تلاش و آموختن را به وی یادآوری می‌کند.

    فواد و استاد؛ قصه‌ دو آدم و یک جامعه
    ۳۱ اسد, ۱۴۰۴

    فواد و استاد؛ قصه‌ دو آدم و یک جامعه

    در کوچه‌پس‌کوچه‌های کابل، میان دود سیگار و بوی برگر، حسین مدنی با نگاهی تیز و زبانی محاوره‌ای، پرده از تضادهای پنهان جامعه شهری افغانستان برمی‌دارد. روایت او از یک برخورد ساده در یک غذاخوری، تصویری چندلایه از ریاکاری، صداقت، و فاصله میان «بودن» و «نمایش دادن» ارائه می‌دهد؛ جایی که شخصیت‌ها با نقاب‌های روزمره، حقیقت را پشت ظاهر پنهان می‌کنند.

    برو بالا