نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
گاهی زندگی درهایش را بیرحمانه میبندد؛ درست همانجا که خیال میکنی همهچیز تمام شده، نوری از جایی دور پیدا میشود. روایت حمیدی، قصهٔ دختریست که از پشت پنجرههای بستهٔ مکتب، دوباره راهی به سوی روشنایی یافت؛ راهی که با گوهرشاد بیگم آغاز شد و امید را به قلبش برگرداند.
روایت مقدس قربانی، دختر هفدهسالهای از افغانستان، سفری است از دل روزهایی که ترس و ناامنی بر زندگی کودکان سایه انداخته بود. این حکایت، نه صرفاً بازگویی خاطرات یک نوجوان، بلکه تصویری زنده از مقاومت نسل دخترانی است که در میان محدودیتها، رؤیاهایشان را زنده نگه داشتهاند و با امید، راه خود را در تاریکی جستوجو میکنند.
بسته شدن مکاتب دخترانه در افغانستان، هزاران نوجوان را از حق آموزش محروم کرد و آینده آنان را در ابهام فرو برد. «روشنایی در مسیر من» روایت صادقانه مینه حمیدی، نویسنده جوان افغانستانی و شاگرد مکتب آنلاین گوهر شاد بیگم، از تجربه محرومیت آموزشی، مقاومت خاموش دختران و بازگشت دوباره به مسیر یادگیری در شرایط دشوار است.
روایت این دانشجوی ادبیات فارسیدری، شرح تقابل روزمره با تنبلی است؛ او روزش را با شکستن عهد بیداری آغاز میکند اما در بازگشت از دانشگاه، با پیری دانا روبهرو میشود. یک جمله ساده از این پیرمرد درباره "فقر علم"، چنان تأثیری بر نویسنده میگذارد که او را از خواب غفلت بیدار کرده و ارزش واقعی تلاش و آموختن را به وی یادآوری میکند.
در کوچهپسکوچههای کابل، میان دود سیگار و بوی برگر، حسین مدنی با نگاهی تیز و زبانی محاورهای، پرده از تضادهای پنهان جامعه شهری افغانستان برمیدارد. روایت او از یک برخورد ساده در یک غذاخوری، تصویری چندلایه از ریاکاری، صداقت، و فاصله میان «بودن» و «نمایش دادن» ارائه میدهد؛ جایی که شخصیتها با نقابهای روزمره، حقیقت را پشت ظاهر پنهان میکنند.
شیما مهجور، شاعر و نویسنده برجسته افغانستان، با آثار هنری خود، روایتگر زیباییهای زبان، احساسات ناب انسانی و چالشهای زندگی در میان تحولات تاریخی است. او با پنج کتاب منتشرشده، جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر دری کسب کرده است. شیما مهجور، زاده ولایت جوزجان، تحصیلات خود را در رشته ادبیات دری در دارالمعلمین این ولایت […]