نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
دکتر ستیز در یادداشتی شخصی روایت میکند که چگونه همسفری با رئیس پارلمان اروپا و مشاهده فروتنی او، در برابر تجربهای متضاد با یک مقام افغان، تصویری روشن از تفاوت دو فرهنگ سیاسی پیش چشمش گذاشت. او مینویسد که در جوامع سالم، قدرت مسئولیت است نه امتیاز، و فروتنی مقامها احترام واقعی میآفریند؛ در حالی که در افغانستان، مقام اغلب به ابزار فاصلهسازی بدل میشود.
در نگاه انسان، ماده و انرژی بهتنهایی جهان را نمیسازند؛ آنچه تجربه را کامل میکند، ورود این عناصر به چرخه معناست. آگاهی، فهم و دانش تنها زمانی شکل میگیرند که ماده در ذهن انسانی تفسیر شود. این نوشته میکوشد نشان دهد که معنا نه محصول نهایی، بلکه شرط آغازین تجربه انسانی است؛ جایی که بقا، شناخت و زندگی واقعی از دل معنا زاده میشوند.
۱۶۰۰ روز از بسته ماندن دروازههاي مکتب بر روي دختران افغانستان ميگذرد؛ رخدادي که به يک بحران انساني، سياسي و اجتماعي تبديل شده است. اين گزارش تحليلي بررسي ميکند چرا ساختار سياسي، جامعه و کشورهاي منطقه نتوانستند از حق آموزش دختران دفاع کنند و چگونه اين محروميت، سرمايه انساني و آينده کشور را با تهديدي جدي روبهرو کرده است.
مداخله نظامی شوروی در ۶ جدی ۱۳۵۸ و خروج آن در ۲۶ دلو ۱۳۶۷، تنها جابهجایی یک قدرت خارجی نبود؛ آغاز دورهای بود که ساختار سیاسی و اجتماعی افغانستان را بهطور بنیادین دگرگون کرد. این نه سال، با وجود پایان حضور شوروی، نه به ثبات انجامید و نه به شکلگیری یک نظم سیاسی پایدار، بلکه کشور را وارد مسیری ساخت که پیامدهای آن تا امروز ادامه یافته است.
زبان فارسی از روایتگری ساده و تکلایه شاهنامه تا چندلایگی پرطنین حافظ، مسیر پویایی را پیموده است. ورود واژههای عربی نهتنها ساختار زبان را پیچیده نکرد، بلکه ظرفیت بیان را گسترش داد؛ واژههایی فشرده و چندمعنا آفرید که شعر فارسی را از گزارشگری مستقیم به قلمروی عمق، ایهام و ظرافت معنایی رساند.
اصولنامه تازه هبتالله با تقسيم جامعه به چهار طبقه «علما، اشراف، متوسط و پايين»، نه تحليل اجتماعی است و نه برداشت دينی؛ بلکه نسخهای دستوری برای تحکيم سلطه اليگارشی مذهبی و ترويج منطق «بادار/غلام» است. اين سند، پيش از آنکه يک متن اداری باشد، محک وجدان جمعی مردم افغانستان و آزمونی برای واکنش آگاهانه جامعه است.