نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
تقابل فزاینده پاکستان و رژیم طالبان بر سر پناهگاههای «تیتیپی»، ثبات منطقه را با چالشی جدی روبرو کرده است. واشنگتن که پیشتر رویکردی حاشیهای داشت، اکنون در چارچوب استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵، با هدف مهار نفوذ چین و دستیابی به مواد معدنی حیاتی، دوباره به سوی اسلامآباد و کابل متمایل شده تا از طریق میانجیگری، منافع استراتژیک خود را تامین کند.
آیا حاکمیت بدون پروژه چیزی جز تودهای رها شده است؟ با نگاهی پدیدارشناختی به مفهوم «قطبیدگی»، درمییابیم که چگونه یک ایده مرکزی، اندامهای پراکنده جامعه را به بدنی سیاسی و منسجم تبدیل میکند. در غیاب این پروژه، جامعه دچار آنتروپی شده و از معنا تهی میگردد. بیاموزید که چرا جهتمندی، مرز میان حیات ارگانیک و فروپاشی ساختاری در قدرت است.
عارف رحمانی، وکیل پیشین پارلمان، در این یادداشت انتقادی به کالبدشکافی جریانی میپردازد که با نقاب آکادمیک، درصدد مشروعیتبخشی به نابرابریهای ساختاری است. او با نقد دیدگاههای یونس فکور، استدلال میکند که نفی برابری اقوام و تقلیل عدالت به مفاهیم انتزاعی حقوقی، تلاشی برای تثبیت هژمونی قومی و پاککردن صورتمسئله تبعیض است. رحمانی این پروژه را تئوریزهکردن سلطه و گریز از مسئولیت تاریخی میداند.
امانالله خان بذر تجدد را در زمینی کاشت که هنوز گلخانه نداشت. نیت او رهایی از جهل بود، اما شتاب در تغییر، بدون آمادهسازی اخلاق اجتماعی، پیشرفت را به بنبست کشاند. تراژدی تاریخ اینجاست که گاهی قهرمانان نه برای اشتباه بودن، بلکه برای جلوتر بودن از زمان خویش قربانی میشوند. تجدد پیش از آنکه قانون باشد، باید به یک فهم فرهنگی تبدیل شود.
پایداری نسبی پول افغانی نه نشانه شکوفایی اقتصاد است و نه حاصل مدیریت معجزهآسا؛ بلکه نتیجه پیوند آن با اقتصاد واقعی مردم است. اقتصادی که بر دادوستد روزمره، مصرف واقعی و نیازهای میدانمحور ایستاده، نه بر بدهی، حباب و توهم رشد. افغانی زخمی است، اما هنوز بر زمین واقعیت ایستاده است.
افغانستان سرزمینی با تنوع گسترده قومی و تجربههای پیچیده قدرت است؛ جایی که تاریخ آن میان هویتهای گوناگون، رقابتهای سیاسی و تلاشهای مداوم برای همزیستی شکل گرفته. گذشته این کشور نشان میدهد که نبودِ قرارداد اجتماعی عادلانه و مداخله قدرتهای خارجی، بارها مسیر ثبات را مختل کرده و ضرورت بازاندیشی در ساختار قدرت را برجسته کرده است.