نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مداخله نظامی شوروی در ۶ جدی ۱۳۵۸ و خروج آن در ۲۶ دلو ۱۳۶۷، تنها جابهجایی یک قدرت خارجی نبود؛ آغاز دورهای بود که ساختار سیاسی و اجتماعی افغانستان را بهطور بنیادین دگرگون کرد. این نه سال، با وجود پایان حضور شوروی، نه به ثبات انجامید و نه به شکلگیری یک نظم سیاسی پایدار، بلکه کشور را وارد مسیری ساخت که پیامدهای آن تا امروز ادامه یافته است.
زبان فارسی از روایتگری ساده و تکلایه شاهنامه تا چندلایگی پرطنین حافظ، مسیر پویایی را پیموده است. ورود واژههای عربی نهتنها ساختار زبان را پیچیده نکرد، بلکه ظرفیت بیان را گسترش داد؛ واژههایی فشرده و چندمعنا آفرید که شعر فارسی را از گزارشگری مستقیم به قلمروی عمق، ایهام و ظرافت معنایی رساند.
اصولنامه تازه هبتالله با تقسيم جامعه به چهار طبقه «علما، اشراف، متوسط و پايين»، نه تحليل اجتماعی است و نه برداشت دينی؛ بلکه نسخهای دستوری برای تحکيم سلطه اليگارشی مذهبی و ترويج منطق «بادار/غلام» است. اين سند، پيش از آنکه يک متن اداری باشد، محک وجدان جمعی مردم افغانستان و آزمونی برای واکنش آگاهانه جامعه است.
سقوط جمهوریت در افغانستان تنها یک شکست نظامی نبود، بلکه برآیند دو دهه انباشت فساد، تمرکزگرایی مفرط و وابستگی ساختاری به حمایتهای خارجی بود. در حالی که میلیاردها دلار صرف دولتسازی شد، شکاف میان نخبگان کابل و واقعیتهای اجتماعی، در کنار توافقات پشتپرده بینالمللی، بستر را برای فروپاشی سریع فراهم کرد. این نوشتار به واکاوی ریشههای داخلی این شکست تاریخی میپردازد.
در این یادداشت، قاعدگی نه یک اتفاق ساده، بلکه مرحلهای توصیف شده که در آن زن، بدن خود را به مثابه پدیدهای بیگانه تحمل میکند. دوبووار با تشریح فرآیندهای هورمونی، از آشوبهایی چون نوسان فشار خون، دردهای عصبی و بیثباتی شدید خلقوخو سخن میگوید. او معتقد است رحم هر ماه گهوارهای برای زندگی میسازد که با عدم باروری، به شکلی خونین ویران میشود.
حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، بیش از آنکه طبل جنگ باشد، به یک بازی پیچیده ژئوپلیتیک شباهت دارد. در حالی که ناوها و جنگندهها سرخط اخبار را اشغال کردهاند، تحلیل لایههای پنهان نشان میدهد که این تنش میتواند ابزاری برای انحراف افکار عمومی از پروندههای جنجالی داخلی نظیر «اپستین» و همزمان، اهرم فشاری اقتصادی بر رقبای بزرگی چون چین از طریق کنترل نبض بازار نفت باشد.