روز جهانی زبان مادری؛ هشدار جدی برای آینده تنوع زبانی افغانستان

روز جهانی زبان مادری امسال در شرایطی در افغانستان گرامی داشته می‌شود که بسیاری از زبان‌های کشور، به‌ویژه فارسی، اوزبیکی، ترکمنی و زبان‌های محلی، زیر فشار سیاست‌های زبانی طالبان قرار گرفته‌اند. در حالی‌که حکومت پیشین گام‌هایی برای حمایت از چندزبانی برداشته بود، اکنون حذف ساختاری و محدودیت‌های فرهنگی نگرانی‌ها را درباره آینده تنوع زبانی و هویت جمعی افغانستان افزایش داده است.

روز جهانی زبان مادری که هر سال در بیست‌ویکم فبروری گرامی داشته می‌شود، ریشه در مبارزات خونین دانشجویان بنگلادشی دارد که در سال ۱۹۵۲ برای دفاع از زبان بنگالی در برابر تحمیل زبان اردو جان باختند. یونسکو در سال ۱۹۹۹ این روز را به‌عنوان نماد حق زبانی، تنوع فرهنگی و مقاومت در برابر حذف هویت‌ها ثبت کرد. امروز این روز در بیش از صد کشور جهان فرصتی برای تأمل درباره اهمیت زبان مادری در آموزش، فرهنگ و هویت جمعی است.

در افغانستان، گرامیداشت روز جهانی زبان مادری سابقه‌ای نزدیک به دو دهه دارد. در سال‌های پس از ۱۳۸۰، دانشگاه‌ها، انجمن‌های ادبی، نهادهای فرهنگی و فعالان مدنی این روز را با برگزاری همایش‌ها، نشست‌های علمی، نمایشگاه‌های فرهنگی و برنامه‌های آموزشی گرامی می‌داشتند. حکومت پیشین نیز در حد توان از این روند حمایت می‌کرد؛ از جمله گنجاندن زبان‌های اوزبیکی و ترکمنی در نظام آموزشی، ایجاد بخش‌های زبان‌شناسی در دانشگاه‌ها، حمایت از نشرات چندزبانه، رسمیت‌بخشی به دو زبان ملی و تلاش برای تقویت رسانه‌های محلی. هرچند این اقدامات کامل و بی‌نقص نبود، اما فضای نسبی برای رشد زبان‌ها فراهم بود و گفت‌وگو درباره حقوق زبانی در جامعه جریان داشت.

اهمیت این روز برای افغانستان از آن‌جا ناشی می‌شود که این سرزمین یکی از متنوع‌ترین کشورهای منطقه از نظر زبانی است. زبان مادری برای مردم افغانستان تنها ابزار ارتباط نیست؛ هویت، حافظه تاریخی، ادبیات، موسیقی، فولکلور و جهان‌بینی آنان در زبان مادری‌شان تنیده شده است. در کشوری که دهه‌ها جنگ، مهاجرت و تبعیض ساختاری بر آن سایه انداخته، پاسداری از زبان مادری به معنای پاسداری از هویت جمعی و انسجام اجتماعی است. هر زبانی که خاموش شود، بخشی از تاریخ و فرهنگ این سرزمین خاموش می‌شود.

با این حال، وضعیت زبان‌ها در افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری نگران‌کننده است. در دو دهه جمهوری، در بسیاری از سطوح رسمی و پنهان، سیاست‌ها به‌سوی تقویت برتری پشتو بر فارسی و سایر زبان‌ها متمایل بود؛ روندی که در دوره طالبان به‌گونه‌ای لخت، عریان و بی‌پرده ادامه یافته است. سیاست‌های زبانی طالبان آشکارا بر برتری‌سازی پشتو و به حاشیه‌راندن زبان‌های دیگر استوار است. حذف تدریجی فارسی از تابلوها و مکاتبات رسمی، فشار برای فارسی‌زدایی از نام‌ها و اصطلاحات، محدودیت نشرات غیربه‌پشتو در رسانه‌ها و کاهش سهم زبان‌های اوزبیکی، ترکمنی و بلوچی در نظام آموزشی، تنها بخشی از این روند است. این سیاست‌ها خطر حاشیه‌نشینی زبانی را افزایش داده و بسیاری از زبان‌ها را در معرض خاموشی تدریجی قرار داده است.

زبان‌های کوچک و محلی مانند پامیری، نورستانی، پشه‌ای و بلوچی در شرایط کنونی بیش از همیشه آسیب‌پذیر شده‌اند. نبود آموزش رسمی، مهاجرت گسترده، فقر، نبود رسانه‌های محلی و محدودیت فعالیت‌های فرهنگی، این زبان‌ها را به مرز نابودی رسانده است. در حالی که افغانستان می‌توانست با تکیه بر چندزبانی خود به پل ارتباطی فرهنگی منطقه تبدیل شود، ادبیات چندزبانه تولید کند و گردشگری فرهنگی را گسترش دهد، سیاست‌های انحصارگرایانه طالبان این ظرفیت‌ها را از میان برده است.

در کنار این تهدیدها، افغانستان با تضادهای زبانی نیز روبه‌رو است؛ تضادهایی که بیشتر ریشه در سیاست‌گذاری‌های نادرست و رقابت‌های قدرت دارد تا اختلاف میان مردم. تجربه نشان داده است که گویشوران زبان‌های مختلف در افغانستان معمولاً با یکدیگر مشکلی ندارند. فارسی‌زبان، پشتوزبان، اوزبیک‌زبان، ترکمن‌زبان و گویشوران زبان‌های محلی در زندگی روزمره، بازار، دانشگاه، محله و محیط کار در کنار هم زیسته‌اند و روابط اجتماعی‌شان بر پایه احترام و همزیستی بوده است. این حاکمان و سیاست‌مداران بوده‌اند که با استفاده ابزاری از زبان، شکاف‌های قومی و زبانی را تشدید کرده‌اند و زبان را به میدان رقابت سیاسی تبدیل کرده‌اند.

در این میان، زبان فارسی‌ جایگاهی ویژه دارد. فارسی نه‌تنها زبان مادری میلیون‌ها شهروند افغانستان است، بلکه زبان میانجی، زبان علم، زبان ادبیات و زبان ارتباط میان اقوام مختلف بوده است. در بسیاری از مناطق کشور، فارسی تنها زبانی است که مردم با آن می‌توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. نقش تاریخی فارسی در پیوندزدن اقوام و ایجاد فهم مشترک، آن را به یکی از ستون‌های هویت فرهنگی افغانستان تبدیل کرده است. تضعیف این زبان، به معنای تضعیف یکی از مهم‌ترین ابزارهای همزیستی در کشور است.

در چنین شرایطی نقش قلم‌به‌دستان، نویسندگان، شاعران، روزنامه‌نگاران و پژوهشگران بیش از هر زمان دیگر برجسته می‌شود. آنان می‌توانند با تولید محتوا به زبان مادری، ثبت و مستندسازی واژه‌ها و روایت‌های محلی، کاهش حساسیت‌های زبانی، نقد سیاست‌های تبعیض‌آمیز و ایجاد شبکه‌های فرهنگی در داخل و خارج کشور، به پاسداری از میراث زبانی افغانستان کمک کنند. در نبود نهادهای رسمی، این مسئولیت بر دوش جامعه فرهنگی سنگین‌تر شده است.

روز جهانی زبان مادری برای افغانستان تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ هشداری است درباره آینده هویت‌های زبانی کشور. در شرایطی که سیاست‌های زبانی طالبان بسیاری از زبان‌ها را در معرض حذف قرار داده، مسئولیت پاسداری از این میراث بر دوش مردم، اهل قلم و جامعه فرهنگی سنگین‌تر از هر زمان دیگر است. اگر زبان‌ها خاموش شوند، بخش بزرگی از حافظه تاریخی و هویت جمعی افغانستان نیز خاموش خواهد شد؛ و این خاموشی، خسارتی است که هیچ نسلی توان جبران آن را نخواهد داشت.