ادبیاتی که می‌تواند بدرخشد اما در تکرار یأس گرفتار مانده است

ادبیات داستانی افغانستان، با وجود پشتوانه‌ای غنی از تاریخ و فرهنگ، همچنان درگیر ضعف‌هایی است که مانع از شکوفایی ظرفیت‌های واقعی آن شده است. موسی مهربان در یادداشتی انتقادی، از کمبود عمق، تخیل و شخصیت‌پردازی در بسیاری از آثار می‌گوید؛ آثاری که به‌جای خلق معنا و تجربه، اغلب تصویری سنگین و یأس‌آلود ارائه می‌کنند. او با این حال، به نسل جوان نویسندگان امید دارد.

ادبیات داستانی افغانستان با وجود پشتوانه‌ای غنی از تاریخ، فرهنگ و تجربه‌های انسانی، هنوز نتوانسته ظرفیت‌های بالقوه خود را در روایت‌گری معاصر شکوفا کند. موسی مهربان در یادداشتی انتقادی، از ضعف‌های ساختاری و محتوایی این آثار می‌گوید؛ ضعف‌هایی که به باور او، نه تنها لذت خواندن را از مخاطب می‌گیرد، بلکه تصویری سنگین و بی‌روح از جهان ادبیات این سرزمین ارائه می‌دهد.

موسی مهربان از شعرای جوان افغانستان، در این یادداشت، با نگاهی انتقادی به بخشی از ادبیات داستانی افغانستان، از تجربه‌ای سخن می‌گوید که به جای لذت و الهام، نوعی دلزدگی و سنگینی بر خواننده تحمیل می‌کند. او معتقد است که مشکل اصلی نه در تلخی تاریخ این سرزمین و نه در واقعیت‌های جنگ، مهاجرت و رنج‌های اجتماعی، بلکه در ضعف‌های درونی آثار ادبی است؛ ضعف‌هایی که در زبان، تخیل، شخصیت‌پردازی و روح روایت نمود پیدا می‌کند.

به باور او، بسیاری از شخصیت‌ها در این آثار بی‌جان و سطحی‌اند؛ گویی تنها بر صفحه کاغذ حضور دارند و نه در جهان واقعی انسان. روایت‌ها نیز اغلب فاقد عمق و پویایی‌اند و بیشتر به بازتولید یأس و پوچی می‌پردازند تا خلق تجربه‌ای تازه و معنا‌ساز. مهربان می‌نویسد که بخش قابل توجهی از نویسندگان، به جای آفرینش ادبی، صرفاً رنج‌ها را ثبت کرده‌اند؛ به جای اندیشیدن، گلایه کرده‌اند و به جای خلق سبک، به تقلید روی آورده‌اند. از نگاه او، این وضعیت زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که ادبیات ـ که باید چراغی برای فهم انسان باشد ـ به «نمایشگاهی از زخم‌ها و ذهن‌های خسته» تبدیل می‌شود.

با وجود این نقدها، مهربان ظرفیت‌های ادبی افغانستان را انکار نمی‌کند. او بر این باور است که تاریخ پرآشوب، فرهنگ عمیق و تجربه‌های انسانی گسترده، زمینه‌ای کم‌نظیر برای خلق آثار بزرگ فراهم کرده است. اما تحقق این ظرفیت‌ها نیازمند نویسندگانی است که جسارت، مهارت و عمق لازم را داشته باشند؛ ترکیبی از دل، دیدگاه و هنر که بتواند ادبیات افغانستان را از چرخه تکرار و بی‌روحی بیرون بکشد.

مهربان در پایان، با وجود همه نقدها، نگاه امیدوارانه‌ای به نسل جوان نویسندگان افغانستان دارد؛ نسلی که به باور او می‌تواند با عبور از محدودیت‌های موجود، ادبیات این سرزمین را به افق‌های تازه‌ای برساند. او تأکید می‌کند که ادبیات زمانی می‌تواند «واقعی و بزرگ» باشد که به متوسط و تکراری رضایت ندهد و جسارت خلق جهان‌های تازه را در خود حفظ کند.

📎 ما را دنبال کنید:

تلگرام | فیس‌بوک | واتس‌آپ | یوتیوب |صفحه هنر و ادبیات | اینستاگرام