نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مروز یکشنبه، ۲۶ دلو، سیوهفتمین سالروز خروج نیروهای قشون سرخ اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان است؛ رویدادی که یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر کشور بهشمار میرود و پیامدهای آن تا امروز در ساختار سیاسی، اجتماعی و امنیتی افغانستان قابل مشاهده است.
طالبان در اعلامیهای رسمی، این روز را «پرافتخار» و «روز شکرگزاری» خواندهاند. در اعلامیه آمده است که «جهاد، مبارزه، فداکاریها، مهاجرت و رنجهایی» که مردم افغانستان در دهه شصت خورشیدی متحمل شدند، زمینه شکست ارتش سرخ را فراهم کرد. طالبان تأکید کردهاند که «جهتهای متجاوز» باید از این تجربه عبرت بگیرند و در آینده علیه «آزادی و حریت مردم افغانستان» اقدام نکنند. این گروه از مردم خواسته است که همچون گذشته، در برابر «توطئهها و دسیسهها» هشیار بمانند و از «دین، عقیده و استقلال» خود پاسداری کنند.
مقامات جمهوری پیشین در پیامهایی جداگانه، ۲۶ دلو را «پایان یک اشغال» اما «آغاز دورهای تازه از بیثباتی» توصیف کردهاند. به باور آنان، خروج شوروی «فرصتی تاریخی» بود که میتوانست به تشکیل یک دولت ملی و فراگیر منجر شود، اما «رقابتهای گروهی، مداخلات منطقهای و نبود یک توافق سیاسی جامع» کشور را بهسوی جنگ داخلی سوق داد. برخی از آنان تأکید کردهاند که «درس اصلی ۲۶ دلو» این است که هیچ پیروزی نظامی بدون یک توافق سیاسی پایدار، به صلح و ثبات نمیانجامد.
تحلیلگران سیاسی، این روز را از زاویهای متفاوت بررسی میکنند. به باور آنان، خروج شوروی خلأ قدرتی ایجاد کرد که دولت وقت توان مدیریت آن را نداشت. نبود نهادهای قوی، رقابتهای ایدئولوژیک و حمایت خارجی از گروههای مسلح، کشور را بهسوی جنگ داخلی کشاند. برخی پژوهشگران تأکید میکنند که «۲۶ دلو پایان یک اشغال بود، اما آغاز مرحلهای از فروپاشی سیاسی» که زمینهساز ظهور جریانهای افراطگرا در دهه هفتاد شد.
یکی از مهمترین پیامدهای خروج شوروی و جنگهای داخلی پس از آن، ظهور طالبان در نیمه دهه هفتاد خورشیدی بود. در فضایی که دولت مرکزی فروپاشیده، گروههای جهادی درگیر جنگ قدرت بودند و امنیت عمومی بهشدت تضعیف شده بود، طالبان توانستند با شعار «تأمین نظم» و حمایت برخی حلقات داخلی و خارجی، بخشهای گستردهای از کشور را تحت کنترل درآورند. تحلیلگران معتقدند که اگر ساختار سیاسی پس از خروج شوروی دچار فروپاشی نمیشد، زمینه برای ظهور چنین جریانهایی فراهم نمیگردید. به باور آنان، طالبان محصول مستقیم خلأ قدرت، جنگ داخلی، فرسایش اجتماعی و رقابتهای منطقهای پس از خروج شوروی بودند؛ روندی که مسیر سیاسی افغانستان را برای دههها تغییر داد.
نهادهای مدنی و فعالان حقوق بشر، این روز را بیشتر از منظر انسانی و اجتماعی مینگرند. به باور آنان، حضور دهساله شوروی و جنگهای پس از خروج آن، میلیونها شهروند را آواره کرد، هزاران غیرنظامی را به کام مرگ کشاند و زیرساختهای کشور را ویران کرد. فعالان حقوق بشر تأکید میکنند که «درس اصلی این رویداد» ضرورت تقویت نهادهای مدنی، جلوگیری از نظامیسازی سیاست و ایجاد سازوکارهای صلح پایدار است.
حضور نظامی شوروی در ۶ جدی ۱۳۵۸، پس از رویکار آمدن حکومت ببرک کارمل آغاز شد. لشکر ۴۰ زرهی ارتش سرخ با عبور از مرز حیرتان وارد کشور شد و مراحل ابتدایی حضور آن با درگیریهای گسترده با گروههای متعدد مبارز همراه بود. این حضور دهساله، یکی از خونینترین دورههای تاریخ معاصر افغانستان را رقم زد؛ دورهای که با تلفات سنگین غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و مهاجرت میلیونی همراه بود.
در ۲۶ دلو ۱۳۶۷، آخرین واحدهای ارتش سرخ از طریق پل حیرتان افغانستان را ترک کردند. خروج این نیروها پس از توافقات ژنو و در پی فشارهای نظامی و سیاسی گروههای مجاهدین صورت گرفت. اما پایان حضور شوروی، آغاز دورهای تازه از جنگهای داخلی بود که پیامدهای آن تا سالها ادامه یافت و زمینهساز ظهور طالبان شد.
وزارت کار و امور اجتماعی تحت اداره طالبان اعلام کرده است که یکشنبه هفته آینده، این روز بهعنوان رخصتی عمومی در سراسر کشور تعطیل خواهد بود.
سیوهفت سال پس از خروج ارتش سرخ، ۲۶ دلو همچنان یکی از بحثبرانگیزترین روزهای تاریخ افغانستان است؛ روزی که برای طالبان نماد «پیروزی»، برای مقامات پیشین یادآور «فرصت ازدسترفته» و برای تحلیلگران مستقل «آغاز فروپاشی سیاسی» است. ظهور طالبان در دهه هفتاد، یکی از مهمترین پیامدهای غیرمستقیم خروج شوروی و جنگهای داخلی پس از آن بود؛ روندی که مسیر سیاسی افغانستان را برای دههها تغییر داد و هنوز اثرات آن ادامه دارد.
ما را دنبال کنید:
تلگرام | فیسبوک | واتسآپ | یوتیوب |صفحه هنر و ادبیات | اینستاگرام
ارسال دیدگاه