پایان سیگار؛ آغاز پرسش‌های بزرگ درباره سرنوشت میلیاردها دالر

با تعطیلی اداره سرمفتش ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان، پرونده هفده سال نظارت بر میلیاردها دالر کمک خارجی بسته شد؛ نهادی که فسادهای بزرگ، پروژه‌های ناکام و هشدارهای نادیده‌گرفته‌شده را افشا کرد. اکنون پرسش اصلی این است که چه کسانی از خاموش‌شدن این نهاد سود می‌برند و پیامد آن برای مردم افغانستان چه خواهد بود.

سیگار در سال ۲۰۰۸ به فرمان کنگره ایالات متحده برای نظارت بر هزینه‌کرد کمک‌های بازسازی افغانستان ایجاد شد. این نهاد مأموریت داشت شفافیت مالی را افزایش دهد، فساد را آشکار کند و گزارش‌های مستند به کنگره ارائه دهد. در طول نزدیک به هفده سال، سیگار صدها گزارش منتشر کرد و نشان داد که بخش بزرگی از کمک‌های خارجی بدون نیازسنجی و بدون نظارت مؤثر هزینه شده است. این گزارش‌ها تصویر روشنی از ناکارآمدی ساختاری در برنامه‌های بازسازی ارائه می‌کرد.

یکی از مهم‌ترین افشاگری‌های سیگار در گزارش سال ۲۰۱۶ بود. این گزارش نشان داد که هواپیماهای G‑۲۲۲ با هزینهٔ بیش از ۵۰۰ میلیون دالر خریداری شد اما غیرقابل بهره‌برداری بود و در نهایت تنها به ۴۰ هزار دالر به‌عنوان آهن‌پاره فروخته شد. در گزارش سال ۲۰۱۴، سیگار پروژه‌های ساختمانی نیروهای امنیتی در هلمند را بررسی کرد. این گزارش نشان داد ساختمان‌های فرماندهی پولیس با هزینه‌های سنگین ساخته شد اما نیمه‌کاره رها شد یا از نظر فنی قابل استفاده نبود.

در گزارش ۲۰۲۱، سیگار هشدار داد که نیروهای امنیتی افغانستان بدون پشتیبانی مالی و فنی آمریکا پایدار نیستند. این هشدار در فروپاشی سریع ساختارهای امنیتی در اوت ۲۰۲۱ به‌طور کامل تحقق یافت و نشان داد دولت‌سازی بر پایه‌ای ناپایدار استوار بوده است. سیگار همچنین در گزارش‌های سالانهٔ خود نشان داد که میلیاردها دالر در پروژه‌های زیربنایی، آموزشی و بهداشتی حیف‌ومیل شده است. بسیاری از این پروژه‌ها یا نیمه‌تمام رها شد یا پس از تکمیل، کارایی لازم را نداشت.

با وجود دقت گزارش‌ها، سیگار معمولاً راه‌حل‌های اجرایی ارائه نمی‌کرد. این نهاد مقصران را مشخص نمی‌کرد و سازوکار پیگیری پیشنهاد نمی‌داد. همین امر سبب شد بسیاری از گزارش‌ها در حد هشدار باقی بماند و به اقدام عملی منجر نشود. دولت‌های آمریکا نیز به دلایل سیاسی و نظامی، بسیاری از هشدارهای سیگار را نادیده گرفتند. اصلاحات ساختاری با ملاحظات امنیتی واشنگتن هم‌خوانی نداشت و گزارش‌های انتقادی سیگار گاه مزاحم تلقی می‌شد.

در کابل نیز دولت جمهوری پیشین گزارش‌های سیگار را کم‌اهمیت جلوه می‌داد. بسیاری از مقام‌های بلندپایهٔ دولتی در شبکه‌های فساد و قراردادهای رانتی دخیل بودند و تمایلی به پیگیری یافته‌های سیگار نداشتند. سیگار چندین سرمفتش داشت، اما نقش جان اف. ساپکو از سال ۲۰۱۲ برجسته‌تر بود. او با لحن صریح از فساد، اتلاف منابع و نبود راهبرد روشن در افغانستان انتقاد می‌کرد و در رسانه‌ها چهره‌ای شناخته‌شده شد.

ساپکو بارها در گزارش‌های رسمی تأکید کرد که بازسازی افغانستان بدون برنامه‌ریزی بلندمدت و بدون نظارت مؤثر محکوم به شکست است. با این حال، نفوذ او در تغییر تصمیم‌های سیاسی محدود بود و گزارش‌ها بیشتر جنبهٔ هشدار داشت. پایان سیگار چند دلیل داشت. نخست، مأموریت حقوقی آن به بازسازی افغانستان وابسته بود و با سقوط دولت جمهوری، زمینهٔ عملی فعالیت کاهش یافت. دوم، سیاست خارجی آمریکا به‌سوی کاهش مداخلات پرهزینه حرکت کرد.

سوم آن‌که بسیاری از پرونده‌ها و قراردادهایی که سیگار بر آن‌ها نظارت می‌کرد، بسته شده یا تغییر یافته بود و ادامهٔ نظارت از نظر حقوقی دشوار شده بود. این عوامل در کنار هم به تعطیلی سیگار انجامید. تعطیلی سیگار برای برخی نهادها سودمند است. مقام‌های پیشین دولت افغانستان که در فساد دخیل بودند، اکنون کمتر در معرض افشاگری قرار می‌گیرند و بسیاری از پرونده‌های گذشته بدون پیگیری باقی می‌ماند.

پیمان‌کاران آمریکایی نیز از نبود نظارت مستقیم سود می‌برند. بسیاری از شرکت‌هایی که در پروژه‌های ناکام دخیل بودند، اکنون از بررسی‌های بیشتر مصون می‌مانند و مسئولیت‌پذیری آن‌ها کاهش می‌یابد. برای طالبان نیز تعطیلی سیگار سودمند است. این گروه اکنون کمتر در معرض بررسی مستقل دربارهٔ نحوهٔ استفاده از کمک‌های بشردوستانه قرار می‌گیرد. سیگار در گزارش‌های اخیر نشان داده بود که طالبان از برخی کمک‌ها بهره‌برداری کرده‌اند.

پیامد تعطیلی سیگار برای افغانستان نگران‌کننده است. نبود این نهاد به معنای کاهش شفافیت دربارهٔ کمک‌های خارجی است و پژوهشگران و رسانه‌ها به منبع مهمی از داده‌های تحلیلی دسترسی نخواهند داشت. برای مردم افغانستان، پایان سیگار به معنای کاهش نظارت بر کمک‌های بشردوستانه است. در شرایطی که میلیون‌ها نفر به کمک‌های خارجی وابسته‌اند، نبود نظارت می‌تواند زمینهٔ سوءاستفاده، فساد و توزیع ناعادلانهٔ منابع را افزایش دهد.

با وجود پایان فعالیت، میراث سیگار باقی می‌ماند. این نهاد حجم بزرگی از اسناد و گزارش‌ها را بر جای گذاشت که برای فهم چرایی ناکامی پروژهٔ دولت‌سازی و بازسازی افغانستان ضروری است. این میراث می‌تواند مبنای پژوهش‌های آینده قرار گیرد و به تحلیل‌گران کمک کند تا خطاهای گذشته را بهتر بشناسند. پایان سیگار پایان نظارت نیست، بلکه آغاز دوره‌ای است که پژوهشگران باید نقش پررنگ‌تری ایفا کنند.