نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
فرارسیدن نیمهشعبان در کابل، امسال بیش از آنکه حالوهوای جشن و سرور مذهبی به خود بگیرد، به صحنه تقابل میان سنتهای ریشهدار مردمی و سیاستهای سختگیرانه رژیم طالبان تبدیل شده است. گزارشهای میدانی از مناطق مختلف پایتخت، بهویژه در نواحی غربی کابل، حاکی از آن است که نیروهای این رژیم با رویکردی تهاجمی، مانع از برگزاری آیینهای سنتی شدهاند.
نیروهای این گروه با حضور گسترده در معابر، اقدام به جمعآوری پرچمهای مذهبی و بنرهای مزین به نامهای دینی کردهاند. این اقدامات که شامل جلوگیری از چراغانی کوچهها و تزئین خیابانها توسط جوانان محلی است، نشاندهنده ارادهای نظاممند برای کنترل فضاهای عمومی و محدود کردن آزادیهای مذهبی در کشور است.
این رویکرد رژیم طالبان موجی از واکنشها را در میان شخصیتهای مذهبی و صاحبنظران برانگیخته است. حجتالاسلام معتمدی، از عالمان دین اهل تشیع، این برخوردها را نقض صریح اخوت اسلامی توصیف کرده و معتقد است که بزرگداشت شعائر دینی حق مسلم پیروان هر مذهب است. او تأکید دارد که ایجاد مانع در این مسیر، تنها به شکافهای مذهبی در جامعه دامن میزند.
در همین راستا، مولوی پیغامی از عالمان اهل سنت نیز با تأکید بر لزوم مدارا، اظهار میدارد که احترام به تکثر مذاهب همواره بخشی از تاریخ و تمدن اسلامی بوده است. به باور وی، تحمیل یک قرائت خاص مذهبی، با روح عدالت در شریعت سازگاری ندارد و انسجام ملی را مخدوش میکند.
از منظر جامعهشناختی، دکتر ناصری معتقد است که جمعآوری نمادهای مذهبی توسط رژیم طالبان را نباید تنها یک اقدام انتظامی ساده پنداشت. او این رفتار را بخشی از یک پروژه کلان برای «یکدستسازی هویت بصری و اجتماعی» شهر تحلیل میکند که به دنبال حذف هرگونه نشانه مذهبی متفاوت است.
به باور این جامعهشناس، رژیم در تلاش است تا با حذف نشانههای مذهبی و فرهنگی سایر گروهها، حافظه جمعی جامعه را بازنویسی کرده و روایتی واحد را حاکم کند. این نوع خشونت نمادین در فضای شهری، نه تنها منجر به پذیرش حاکمیت نمیشود، بلکه به تولید خشم پنهان، احساس تبعیض و گسست عمیق میان جامعه و ساختار قدرت میانجامد.
تداوم این محدودیتها نشاندهنده گذار رژیم طالبان از شعارهای ابتدایی مبنی بر تأمین امنیت همگانی به سمت اعمال فشار سیستماتیک بر اقلیتهای مذهبی است. ناظران بر این باورند که انسداد فضای مذهبی، پیامدهای ناگواری چون افزایش مهاجرت نخبگان را به دنبال خواهد داشت و کابل را از کانون همزیستی به محیطی تکبعدی و امنیتی تبدیل خواهد کرد.
فعالان حقوق بشر و جنبشهای اعتراضی افغانستان کارزاری یکهفتهای را برای مبارزه همزمان با آپارتاید جنسیتی علیه زنان و آپارتاید زبانی علیه فارسیدری آغاز کردند. این کارزار با تأکید بر همافزایی این دو جنایت توسط رژیم طالبان، از جامعه جهانی و سازمان ملل میخواهد تا با فشار مؤثر، این رژیم را در قبال جنایات ضدبشری پاسخگو سازند.
جبهه مقاومت ملی افغانستان با انتشار بیانیهای، رژیم طالبان را به بیحرمتی به پیکر یکی از نیروهای خود به نام شهید ظفر متهم کرد. این جبهه با «جنایت جنگی» خواندن این اقدام، از جامعه جهانی خواست تا این رفتار ضدانسانی را محکوم کنند. در اعلامیه تأکید شده است که چنین اعمالی نشاندهنده سقوط اخلاقی و شکست مشروعیت رژیم فعلی است.
عنوانی که جامعه به یک مرگ خشونتبار اختصاص میدهد، لزوماً تابعی از احکام رسمی یا باورهای دینی نیست. در جغرافیایی که قدرت همواره با حذف و خشونت گره خورده، واکاوی مرگ دکتر نجیبالله و تبدیل شدن او به یک نماد اخلاقی، نیازمند بازخوانی دقیقِ نسبت میان کارنامه امنیتی، سیاست آشتی ملی و پیامدهای فروپاشی نظم سیاسی است.
در پی قتل هدفمند سه تن از پیروان مذهب اسماعیلیه در بدخشان و تخار و بازداشت جمعی از پیروان مذهب جعفری در کابل توسط وزیر عدلیه رژیم طالبان، نگرانیها از تشدید برخورد با اقلیتهای مذهبی بالا گرفته است. این حوادث که آخرین مورد آن شام ۱۲ جدی رخ داد، نشاندهنده ناتوانی یا بیمیلی رژیم در تأمین امنیت پیروان سایر مذاهب است.