نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در سفری از مالتا به بروکسل، برخوردی غیرمنتظره با رئیس پارلمان اروپا، دکتر ستیز را به تأملی عمیق درباره تفاوت فرهنگ سیاسی غرب و افغانستان برد؛ تفاوتی که در دو صحنه ساده از دو پرواز، بهروشنی آشکار شد.
سال ۲۰۲۴، در چارچوب یک برنامه رسمی، سفری به کشور مالتا داشتم. هنگام بازگشت، قرار بود از مالتا به بروکسل پرواز کنیم. طیاره چندان بزرگ نبود؛ چوکیها دو نفری بودند و میانشان یک دهلیز قرار داشت. بهگونهای جالب، خانمی که چهرهاش برایم بسیار آشنا مینمود، در کنارم نشست.
با دقت به سیمایش نگاه کردم. هرچه بیشتر فکر میکردم، بیشتر مطمئن میشدم که او را جایی دیدهام. گفتوگو میان ما آغاز شد و اندکاندک حدسم به یقین بدل گشت: او روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا بود.
در طول پرواز درباره کار و فعالیتهایمان صحبت کردیم. آنچه بیش از همه برایم شگفتآور بود، سادگی و فروتنی او بود. برایم پرسشبرانگیز بود که چرا با وجود چنین جایگاه بلند سیاسی، در بخش بیزنسکلاس سفر نمیکند. او یکی از عالیترین مقامهای اتحادیه اروپا است؛ نهادی که نماینده صدها میلیون شهروند و یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان به شمار میرود.
اغلب سیاستمداران بسیار مشغول در بیزنسکلاس سفر میکنند، چون در مسیر سفر کار میکنند و امکانات بیشتری در اختیار دارند. وقتی از او پرسیدم چرا در بیزنسکلاس نیست، پاسخ ساده اما عمیقی داد: گفت برای دیدار خانوادهاش به مالتا آمده و این سفر، سفری شخصی است. تأکید کرد که در چنین سفرهایی، او فقط یک شهروند عادی است و جایگاه رسمیاش را کنار میگذارد. او شهروند مالتا است.
این پاسخ مرا به تأمل عمیقی فرو برد. در برابر چشمانم نمونهای از فرهنگ سیاسی پخته و انسانی را میدیدم؛ سیاستمداری در سطح جهانی که با کمال تواضع سخن میگوید، بدون کوچکترین نشانهای از تکبر یا فاصله گرفتن از مردم، در کنار آنان مینشیند. در آن طیاره، همه با او همانگونه رفتار میکردند که با هر شهروند عادی رفتار میشود؛ و او نیز چنین انتظاری داشت و از آن لذت میبرد.
با خود اندیشیدم اگر چنین فرهنگی در جوامعی مانند افغانستان نهادینه میبود، وضعیت تا چه اندازه متفاوت میشد. در جامعه ما، گاه حتی یک مقام کوچک میتواند فردی را دچار غرور سازد و خود را برتر از دیگران بپندارد. مقام، ثروت یا نفوذ سیاسی به ابزاری برای فاصله گرفتن از مردم بدل میشود، نه وسیلهای برای خدمت.
به یاد دارم سال ۲۰۲۰، زمانی که از کابل به سوی دوبی پرواز میکردم، یکی از اعضای پارلمان نیز در میان مسافران بود. عالیجناب از راه ویژه، همراه با محافظان متعدد و رفتاری آمیخته با تکبر آشکار وارد میدان هوایی شد. نوع برخوردش با شهروندان چنان بود که گویی میان خود و مردم فاصلهای غیرقابل عبور میدید. در بیزنسکلاس نشست؛ با لباسهای آراسته و ظاهری پرزرقوبرق، اما رفتاری که کوچکترین نشانهای از فرهنگ سیاسی و اجتماعی در آن دیده نمیشد.
آنچه بیش از همه آزاردهنده بود، نه جایگاهش بود و نه نوع سفرش؛ بلکه نگاه برتریجویانهای بود که در رفتارش موج میزد. گویی مقام، بهجای آنکه مسئولیت خدمت باشد، به ابزاری برای نمایش تفاوت و فاصله تبدیل شده بود.
اما تجربه این دو پرواز برایم درسی روشن داشت: در فرهنگی سالم، قدرت به معنای مسئولیت است، نه امتیاز. هرچه انسان با فروتنی بیشتری با جایگاه و مسئولیت خود برخورد کند، همان اندازه عزت و احترام واقعی در جامعه به دست میآورد. فرهنگ سیاسی اصیل، در رفتار متواضعانه و درک عمیق از برابری انسانی جلوه میکند، نه در نمایش تشریفات و برتریجویی.
ما را دنبال کنید:
تلگرام | فیسبوک | واتسآپ | یوتیوب |صفحه هنر و ادبیات | اینستاگرام
ارسال دیدگاه