نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
من، اسما احمدی، دختری از افغانستان با رویاهای ساده اما بزرگ هستم. همیشه آرزو داشتم داکتر شوم یا معلمی که در دل شاگردانش بماند. اما دوری از آموزش، شرایط دشوار و افسردگی، امید را از قلبم ربوده بود. تا اینکه با مکتب گوهرشاد آشنا شدم؛ جایی که تنها پس از سه ماه حضور، احساس کردم دوباره متولد شدهام.
این مکتب برای من تنها یک فضای آنلاین نیست، بلکه دنیایی متفاوت است. استادانی را شناختم که همچون خانواده با ما رفتار میکنند؛ با صبر، تجربه و عشق آموزش میدهند. خانم فخریه سمندری، مدیر دانا و دلسوز این مکتب، قلب تپندهی این فضای علمی است. در اینجا همهچیز با نظم و احترام پیش میرود و با هزینهای اندک، بهترین آموزشها فراهم میشود.
در کنار درس، شیرینترین بخش این تجربه آشنایی با همصنفهای مهربان بود؛ دخترانی از گوشه و کنار افغانستان که مانند من با امید دوباره به درس بازگشتند. با هم میخندیم، گاهی از تکالیف زیاد یا اینترنت خراب مینالیم، اما در پایان همیشه دلگرم یکدیگر هستیم. این دوستیهای مجازی، واقعیتر از بسیاری رابطههای حضوریاند.
پیش از آمدن به گوهرشاد، روزهایم تاریک بود و حتی آیندهای برای خود تصور نمیکردم. اما امروز، با کمک استادانم انگیزه گرفتهام. درسی را که سالها از آن دور بودم، اکنون با علاقه میخوانم. دوباره رؤیاهایم را نقاشی میکنم و میدانم: تا امید هست، راه هست.
این نوشته، روایت واقعی دختری است که با دستان خالی اما قلبی پر از آرزو تصمیم گرفت دوباره برخیزد. در روزگاری که درهای آموزش بر دختران مردم افغانستان بسته شده، مکاتب آنلاین همچون گوهرشاد بیکم چراغیاند که مسیر آینده را روشن میکنند.
در اقدامی متهورانه، مکتب آنلاین گوهرشاد بیگم سومین دور فراغت دانشآموزان خود را بهصورت مخفیانه در یک کارگاه صنایع دستی در کابل جشن گرفت. این مراسم با حضور پرشور دخترانی برگزار شد که با وجود خطرات امنیتی، از ولایات دوردست برای دریافت تصدیقنامه به پایتخت سفر کرده بودند تا اراده خود را در برابر انسداد آموزشی رژیم طالبان به نمایش بگذارند.
گاهی زندگی درهایش را بیرحمانه میبندد؛ درست همانجا که خیال میکنی همهچیز تمام شده، نوری از جایی دور پیدا میشود. روایت حمیدی، قصهٔ دختریست که از پشت پنجرههای بستهٔ مکتب، دوباره راهی به سوی روشنایی یافت؛ راهی که با گوهرشاد بیگم آغاز شد و امید را به قلبش برگرداند.
روایت مقدس قربانی، دختر هفدهسالهای از افغانستان، سفری است از دل روزهایی که ترس و ناامنی بر زندگی کودکان سایه انداخته بود. این حکایت، نه صرفاً بازگویی خاطرات یک نوجوان، بلکه تصویری زنده از مقاومت نسل دخترانی است که در میان محدودیتها، رؤیاهایشان را زنده نگه داشتهاند و با امید، راه خود را در تاریکی جستوجو میکنند.
نهاد «صدای حق و عدالت» خواستار بازگشایی فوری مکتبها، لیسهها و دانشگاههای دختران افغانستان شد. این مکتبها از ماه سنبله ۱۴۰۰ خورشیدی توسط گروه طالبان بر اساس ملاحظات شرعی و فرهنگی بسته شدند. این نهاد تأکید کرده است که محرومیت دختران از آموزش مانع توسعه فکری، اقتصادی و اجتماعی کشور شده و بازگشایی فوری ضروری است.
E aí, turma da aposta! A betnacional4 parece ser uma boa opção para quem gosta de apostas esportivas. Tem uma boa variedade de esportes e mercados. Vale a pena dar uma olhada! Clica aqui: betnacional4