نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
جسد گلاحمد، سرباز پیشین حکومت جمهوری، روز جمعه یازدهم میزان در ولایت فراه پیدا شد؛ پس از آنکه خانوادهاش ماهها در جستوجوی او بودند. به گفته امیر ارسلان، برادر مقتول، گلاحمد در ماه رمضان گذشته از ایران به افغانستان برگشته بود، سلاحش را تسلیم کرده و از طالبان «کارت عفو» دریافت کرده بود، سندی که قرار بود تضمین امنیت او باشد.
اما روایت خانواده چیز دیگری میگوید: سه فرد مسلح با کارت استخبارات طالبان، او را از دروازه خانهاش در قریه ننگآب ربودند. پس از ماهها بیخبری، جسد او با اطلاع یک چوپان و توسط همان اداره استخبارات، از زیر خاک بیرون کشیده شد. خانوادهاش حالا خواهان پیگیری قضایی علیه اداره استخبارات طالبان در فراهاند.
این رخداد، در کنار موارد مشابهی که پیشتر در ولایات قندهار، ننگرهار، تخار و بلخ گزارش شدهاند، نشان میدهد که «عفو عمومی» اعلامشده از سوی طالبان پس از تسلط بر افغانستان در اوت ۲۰۲۱، در عمل با چالشهای جدی مواجه است. در بیانیههای رسمی، طالبان بارها تأکید کردهاند که نیروهای امنیتی حکومت پیشین، پس از تسلیم، مورد پیگرد قرار نمیگیرند. اما گزارشهای میدانی و شهادت خانوادهها، از مواردی چون بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی و قتل هدفمند حکایت دارند.
بر اساس اصول حقوق بینالملل بشردوستانه، نیروهای نظامی که پس از پایان درگیری تسلیم میشوند، باید از حمایت کامل برخوردار باشند. اعلام عفو عمومی، اگرچه در ظاهر با این اصول همخوانی دارد، اما در غیاب سازوکارهای نظارتی، ضمانت اجرایی ندارد. سازمانهای حقوق بشری از جمله دیدهبان حقوق بشر و عفو بینالملل، بارها نسبت به «نقض سیستماتیک عفو» توسط طالبان هشدار دادهاند.
در گذشته نیز، پس از تحولات سیاسی در افغانستان، مواردی از انتقامگیری از نیروهای پیشین گزارش شده بود. اما تفاوت امروز در این است که طالبان، خود را بهعنوان حکومت رسمی معرفی کردهاند و مسئولیت حقوقی و سیاسی اقدامات نهادهای امنیتیشان را بر عهده دارند.
کشته شدن گلاحمد، آنهم پس از دریافت کارت عفو، نهتنها نقض آشکار تعهدات طالبان است، بلکه پیامدهایی گسترده برای اعتماد عمومی، امنیت روانی خانوادههای نیروهای پیشین، و مشروعیت داخلی و خارجی حکومت طالبان دارد. خانوادههایی که فرزندانشان را تسلیم کردهاند، حالا با ترس از سرنوشت مشابه زندگی میکنند.
از سوی دیگر، تمرکز قدرت در نهادهای استخباراتی محلی و نبود نظارت مرکزی، زمینه را برای اقدامات خودسرانه فراهم کرده است. در چنین فضایی، دادخواهی خانوادهها نیز با مانعهای جدی روبهروست؛ بهویژه وقتی که متهم، خود نهاد امنیتی حاکم باشد.
جسد گلاحمد، تنها یک پیکر بیجان نیست؛ بلکه نماد فروپاشی اعتماد به وعدههای رسمی طالبان است. اگر حاکمان کنونی خواهان مشروعیت داخلی و تعامل بینالمللی هستند، باید بهجای بیانیههای عمومی، سازوکارهای شفاف، پاسخگو و مستقل برای پیگیری چنین مواردی ایجاد کند. در غیر این صورت، عفو عمومی، تنها واژهای خواهد بود در سایهٔ ترس، نه سندی برای امنیت.
فلکناز، جوان رنگمال هلمندی، پس از بازداشت توسط استخبارات طالبان و تحمل شکنجههای شدید در زندان جان باخت. خانوادهاش میگویند او هیچ بیماری نداشت و عمداً زیر شکنجه کشته شد. طالبان مدعی حمله قلبیاند، اما تصاویر جسد آثار شکنجه را نشان میدهد. این رویداد نمونهای دیگر از نقض حقوق بشر و مصونیت از مجازات در افغانستان است.
زن ۳۲ ساله در آقچه جوزجان قربانی قتل ناموسی شد؛ برادرش با سلاح چرهای او را کشت و طالبان انگیزه را «ناموسی» اعلام کردند. این رویداد نمونهای از خشونت ساختاری علیه زنان است؛ پدیدهای که ریشه در مردسالاری، عرفهای قبیلهای و ضعف قانون دارد و با سیاستهای طالبان بیش از پیش تشدید میشود.
پژوهش تازه در بریتانیا نشان داد زنستیزی خشونت خانگی را به افراطگرایی پیوند میدهد. در افغانستان تحت طالبان، این چرخه به سیاست رسمی بدل شده؛ زنان از آموزش، کار و حقوق اساسی محروماند و خشونت سیستماتیک زندگیشان را رقتبار ساخته است.
جنبش اعتدالیون ملی افغانستان خشونت علیه زنان را در روز جهانی منع خشونت بهشدت محکوم میکند. ما زنان را نیروی اصلی توسعه و صلح پایدار میدانیم. خواستاریم حکومت افغانستان فوراً حقوق اساسی زنان، از جمله آموزش، کار و مشارکت اجتماعی را تضمین کند و جامعه جهانی نیز بیعدالتیهای جاری را بررسی نماید. مبارزه برای برابری تا تحقق کامل حقوق ادامه دارد.
https://shorturl.fm/jsn7k
https://shorturl.fm/53Nkd
https://shorturl.fm/Cnl0o