رشد افراط‌گرایی مذهبی در دانشگاه‌های افغانستان

با سقوط رژیم طالبان در آغاز دهه هشتاد شمسی، نخستین حضور مفهومی زنان در دانشگاه‌های افغانستان آغاز شد. دختران و زنانی که شش سال از زندگی را در حسرت برگشت به دانشگاه‌ها سپری کرده بودند با هجوم سیل‌آسا کرسی‌های دانشگاه‌ها را در بیشتر استان‌های افغانستان که دانشگاه داشتند، اشغال کردند. حتی وزارت تحصیلات عالی افغانستان، […]

با سقوط رژیم طالبان در آغاز دهه هشتاد شمسی، نخستین حضور مفهومی زنان در دانشگاه‌های افغانستان آغاز شد. دختران و زنانی که شش سال از زندگی را در حسرت برگشت به دانشگاه‌ها سپری کرده بودند با هجوم سیل‌آسا کرسی‌های دانشگاه‌ها را در بیشتر استان‌های افغانستان که دانشگاه داشتند، اشغال کردند. حتی وزارت تحصیلات عالی افغانستان، فرصت خاصی را برای دخترانی که با حضور طالبان در مناطق‌شان سال تحصیلی خود را نیمه رها کرده بودند، مهیا کرد تا در طول زمستان سال ۱۳۸۰ آن نیمه سال را تکمیل کنند و با فرارسیدن بهار وارد سال جدید تحصیلی شوند.

دختران در آن سال‌ها با جدیت و قدرت بیشتر در برنامه‌های حاشیه‌ای دانشگاه حضور فعال و قدرتمندی داشتند. جالب‌ترین مسئله در این باره پوشش لباس دختران بود. کمتر کسی در دانشگاه‌های افغانستان درباره مسئله پوشش صحبت می‌کرد و بحث هم در این باره به نحوی با ذهنیت طالبان ربط داده می‌شد. دختران با هرنوع پوشش می‌توانستند به دانشگاه وارد شوند. دیدگاه‌های فکری خود را در هر مسئله‌ای، حتی مسائل دینی به راحتی بیان کنند و همچنین از دیدگاه خود همچنان دفاع کنند. اما حالا با گذشت ۱۸ سال از آن دوران مسیر حرکت دانشگاه‌ها به عقب برگشته است.

دانشجویان دختر دیگر با آن پوشش ۱۵ سال گذشته نمی‌توانند به دانشگاه‌ها وارد شوند و اگر کسی هم این جرئت را به خود بدهد با برخورد حتی فیزیکی رو به رو می‌شود. همه اینها نشان‌گر افراطی شدن دانشگاه‌های افغانستان است. هرچند تقریباً همه‌ جامعه به شکل خزنده در حال حرکت به سوی افراطی‌گری هستند، ولی دانشگاه‌های افغانستان پرچم‌دار این حرکت شده‌اند. بازداشت دو تن از استادان دانشگاه کابل در چند روز گذشته بار دیگر بحث ترویج افراط‌گرایی را در دانشگاه‌های افغانستان تقویت کرد. این دو استاد که توسط نیرو‌های امنیت ملی افغانستان بازداشت شده‌اند، از مشهور‌ترین استادان دانشگاه کابل هستند که بارها اسم‌شان در فهرست مبلغان افراطی‌گری ثبت شده است. اما به نظر نمی‌رسد با بازداشت این دو تن بتوان جلو حرکت شتاب گرفته افراطی‌گری در دانشگاه‌های افغانستان را گرفت؛ زیرا به دلیل عدم کنترل این مسائل در سال‌های گذشته، زمینه ریشه‌گرفتن گروه‌های افراطی و سلفی در دانشگاه‌های افغانستان مهیا شده و حالا با گذشت سال‌ها، این هسته‌ها تبدیل به لانه‌های بزرگ پرورش افراطی‌گری در افغانستان شده‌اند که سالانه هزاران جوان با تفکر افراطی را تحویل جامعه می‌دهد.

گروه‌های سفلی چون حزب التحریر، جمیعت اصلاح و حتی داعش، به راحتی در دانشگاه‌های افغانستان در حال سربازگیری هستند. حتی بارها در تظاهراتی که در دانشگاه‌های افغانستان راه افتاده پرچم داعش توسط دانشجویان بلند شده است. با این که سال‌ها قبل رهبری دولت افغانستان (در زمان حکمرانی حامد کرزی) دستور داد تا دانشگاه‌ها غیر سیاسی شوند، ولی بی‌تفاوتی و بی‌مبالاتی رهبری دانشگاه‌های افغانستان زمینه را برای تبلیغ افراطیت و سلفی‌گری بیشتر مهیا کرد.

جامعه نیز به سمت افراطیت پیش می‌رود

حفیظ منصور از دانش‌پژوهان عرصه الهیات در افغانستان که زمانی نماینده مردم در مجلس نمایندگان نیز بود، یک‌بار در صحن عمومی مجلس گفت که مضمون «ثقافت اسلامی» که در دانشگاه‌های افغانستان تدریس می‌شود، بستر راحتی برای رشد افراطی‌گری در این فضای آکادمیک را میسر کرده است. این گفته‌های حفیظ منصور در آن زمان سر و صدای زیادی به پا کرد. عده‌ای از او حمایت کردند و عده‌ای دیگر او را «نوکر آمریکا و غرب» خواندند. ولی در واقعیت آقای منصور دقیق‌ترین دلیل برای افراطی‌گری در دانشگاه‌های افغانستان را یافته بود. پس از آن اظهارنظر، انستیتوی مطالعات استراتژی افغانستان، تحقیقی را منتشر کرد که نشان می‌داد، افراطی‌گری در درس‌های دانشگاه به نحوی تبلیغ می‌شود. بر اساس این تبلیغ، مضامین دینی که در دانشگاه‌های افغانستان تدریس می‌شود، به قضاوت جانبدارانه می‌پردازد و هرگونه قضاوت غیر از خود را ترد و حذف می‌کند. این تحقیق که در سه دانشگاه معتبر افغانستان (دانشگاه کابل، هرات و ننگرهار) صورت گرفته بود همچنین نشان داد که درصد بالایی از دانشجویان، علاقه‌مند به برپایی نظام خلافت هستند.

حالا این افراطی‌گری از دانشگاه‌ها وارد جامعه شده است. هر دانشجو نماینده یک خانواده در افغانستان است و می‌تواند بر اعضای خانواده خود نیز اثر بگذارد. یک تحقیق دیگر که چندین سال قبل در افغانستان صورت گرفته نشان داد که تعدادی از کودکانی که به مدرسه‌های دینی می‌روند، نسبت به والدین خود حس نفرت و انزجار پیدا کرده‌اند. زیرا اعمال آنان را غیر اسلامی می‌دانند.

بخشی از مساجد نیز منبرهای خود را به طور کامل در اختیار تبلیغ افراطی‌گری گذشته‌اند و حتی از همین منابری که با حمایت دولت بر پا شده علیه دولت تبلیغ صورت می‌گیرد. به دلیل انفعال بیش از حد دولت در قبال رشد افراطی‌گری، مسیر حرکت قهقرایی در افغانستان شتاب بیشتری یافته است. بیشترین تلاش دولت برای مبارزه با این پدیده خطرناک به بازداشت چند دانشجو و استاد خاتمه یافته است‌. در حالی که روز به روز بر تعداد پیروان سازمان‌های افراطی در افغانستان افزوده می‌شود و به قول دوستی، به تعداد هر تروریستی که دولت افغانستان از بین می‌برد، با هزینه‌ همین دولت دو برابر تروریست دیگر تربیت می‌شود.  

  • فریدون آژند
    ایندیپندنت