مرادی: مناقشه طالبان و پاکستان، نزاعی داخلی بر سر «تی‌تی‌پی» است

محمد مرادی، تحلیلگر مسائل افغانستان، با بررسی ریشه‌های تاریخی رابطه طالبان و پاکستان، تنش کنونی را نه یک رویارویی ملی میان دو کشور، بلکه پیامد اختلاف بر سر «تحریک طالبان پاکستان» توصیف می‌کند. او معتقد است این مناقشه حاصل فروپاشی یک اتحاد پیشین امنیتی است و مردم افغانستان در شکل‌گیری آن نقشی نداشته‌اند؛ از همین‌رو نباید هزینه تازه‌ای برای این کشمکش بپردازند.

با افزایش تنش‌ها میان طالبان و دولت پاکستان، محمد مرادی، تحلیلگر مسائل افغانستان، در یادداشتی تحلیلی این مناقشه را نه یک تقابل ملی میان دو کشور، بلکه نزاعی برخاسته از اختلاف بر سر «تحریک طالبان پاکستان» توصیف کرده و تأکید کرده است که مردم افغانستان در این کشمکش، نه نقش داشته‌اند و نه نفعی می‌برند.

مرادی در این تحلیل که به بررسی ریشه‌های تاریخی رابطه طالبان و پاکستان می‌پردازد، می‌نویسد سیاست امنیتی پاکستان طی دهه‌های گذشته مبتنی بر بهره‌گیری از جریان‌های تندرو مذهبی برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای بوده است. به باور او، در شکل‌گیری و تقویت طالبان در دهه هفتاد خورشیدی نیز حمایت و سازماندهی نهادهای امنیتی پاکستان نقش تعیین‌کننده داشته، هرچند وی میان «ایجاد» و «حمایت» تفاوت قائل می‌شود و تأکید می‌کند طالبان از بستر جامعه افغانستان برخاسته‌اند اما بدون حمایت خارجی، به‌ویژه پاکستان، به جایگاه کنونی نمی‌رسیدند.

این تحلیلگر با اشاره به تحولات پس از مرداد ۱۴۰۰ می‌گوید با بازگشت طالبان به قدرت، معادله سنتی روابط میان اسلام‌آباد و طالبان دگرگون شد. از یک‌سو طالبان افغانستان دیگر همانند گذشته نیازمند حمایت مستقیم پاکستان نبودند و از سوی دیگر، قدرت‌گیری آنان موجب تقویت روحیه استقلال‌طلبی در میان تحریک طالبان پاکستان شد؛ گروهی که به گفته مرادی، اکنون از کنترل و هدایت نهادهای امنیتی پاکستان خارج شده است.

به باور او، ریشه اصلی تنش کنونی نه مسائل مرزی و نه اختلافات تاریخی دو کشور، بلکه چگونگی مواجهه با «تحریک طالبان پاکستان» است. مرادی تصریح می‌کند اگر این گروه دچار تمرد نمی‌شد، روابط طالبان افغانستان و دولت پاکستان همچنان نزدیک و حسنه باقی می‌ماند.

مرادی با توصیف گروه‌های ایدئولوژیک به‌عنوان پدیده‌هایی با «خاصیت فرانکشتاینی»، معتقد است جریان‌هایی که با حمایت دولت‌ها شکل می‌گیرند، ممکن است در مقطعی علیه حامیان خود شورش کنند؛ وضعیتی که به گفته او اکنون در رابطه میان اسلام‌آباد و تحریک طالبان پاکستان رخ داده و پای طالبان افغانستان را نیز به میان کشیده است.

او در بخش دیگری از تحلیل خود تأکید می‌کند مردم افغانستان در پیوند گذشته طالبان و پاکستان نقشی نداشتند که امروز در گسست آن نیز نقشی داشته باشند. به باور وی، جامعه افغانستان طی سه دهه گذشته هزینه‌های سنگینی از محل این روابط پرداخته و اکنون نیز نباید این مناقشه را به‌عنوان یک موضوع ملی تلقی کند.

مرادی در عین حال تصریح می‌کند که مخالفت با طالبان به معنای همسویی با پاکستان نیست. او با اشاره به آنچه «سابقه مداخله‌گرانه و مخرب» اسلام‌آباد در افغانستان می‌خواند، همراهی با پاکستان را نیز به زیان مردم افغانستان می‌داند و هشدار می‌دهد که هرگونه تشدید درگیری، به معنای گسترش ناامنی و خون‌ریزی در «خانه مشترک» مردم افغانستان خواهد بود.

جمع‌بندی این تحلیل آن است که تنش میان طالبان و پاکستان بیش از آن‌که یک رویارویی ملی میان دو کشور باشد، بازتاب فروپاشی یک اتحاد پیشین بر سر مدیریت گروه‌های همسو است؛ مناقشه‌ای که به باور این تحلیلگر، مردم افغانستان نه در شکل‌گیری آن سهمی داشته‌اند و نه باید هزینه تازه‌ای برای آن بپردازند.

📎 ما را دنبال کنید:

تلگرام | فیس‌بوک | واتس‌آپ | یوتیوب |صفحه هنر و ادبیات | اینستاگرام