نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
جهانزیب ویسا؛ فعال حقوق بشر
اعلام آغاز فعالیت «استارلینک» در تاجیکستان، برای بسیاری از ناظران تنها یک خبر تکنولوژیک در جهت گسترش دسترسی به اینترنت آزاد در منطقه بود؛ اما در سوی دیگر مرز، این خبر داغ محرومیت نیمی از یک ملت را تازهتر کرد. در حالی که کشورهای همسایه با گامهایی استوار بهسوی آینده دیجیتال حرکت میکنند، جغرافیای ما در تاریکیِ تحمیلشدهای فرو رفته است که بیشترین قربانیان آن، زنان و دختران هستند. این تاریکی، نتیجه یک انتخاب آگاهانه برای حذف هویت نیمی از پیکره جامعه است.
امروز ما با سرزمینی روبهرو هستیم که در آن، بیش از یک هزار و ۶۰۰ روز است که مکاتب متوسطه و دانشگاهها بهروی دختران قفل شدهاند. زنان نهتنها از کار در نهادهای دولتی و خصوصی منع گشتهاند، بلکه حتی حق ابتدایی رفتوآمد، دسترسی به درمان و مشارکت اجتماعی آنان نیز بهشدت محدود شده است. این وضعیت را نمیتوان تنها یک بحران گذرا نامید؛ این یک «آپارتاید جنسیتی» نهادینهشده است که تلاش میکند زن را به پستوی خانهها رانده و از مدار تاریخ خارج کند.
در چنین بستری، اینترنت برای زنان ما یک ابزار تفننی یا لوکس نیست. اینترنت، آخرین روزنه ارتباط با جهان، تنها بستر آموزش، یگانه مسیر آگاهی و در یک کلام، ابزاری برای «بقا» است. برای هزاران دختری که با دیوارهای بلند ممنوعیت محاصره شدهاند، آموزش آنلاین تنها راه فرار از فرو رفتن در چاه عمیق انزوا و افسردگی است. با این حال، رژیم طالبان با درک این قدرت رهاییبخش، بارها و تعمداً دست به قطع یا محدودسازی اینترنت زده است تا حتی این امکان اندک را نیز از زنان سلب کند.
چالشها تنها به فیلترینگ ختم نمیشود؛ در بسیاری از مناطق، بهویژه در روستاها، دسترسی به سیمکارت، تلفن هوشمند و اینترنت پایدار به یک رویای دستنیافتنی بدل شده است. خانوادهها تحت فشارهای خردکننده اقتصادی و امنیتی قرار دارند و هرگونه استفاده مستقل زنان از فضای مجازی میتواند به بهای تهدید، مجازات و سرکوب تمام شود. این یعنی در جغرافیای کنونی، حتی تلاش برای یادگیری در فضای آنلاین، به یک «امتیاز پرخطر» و مبارزهای جانفرسا تبدیل گشته است.
من بهعنوان یک فعال حقوق بشر که در تماس مستقیم با لایههای زیرین جامعه و دختران محبوس در داخل کشور هستم، هر روز شاهد پیامدهای این محرومیت سیستماتیک هستم. من دخترانی را میشناسم که با کوهی از انگیزه، ساعتها برای وصل شدن به یک صنف آنلاین انتظار میکشند، اما با قطع ناگهانی اینترنت یا ترس از شناسایی شدن توسط نهادهای سرکوبگر، ناچار به ترک آموزش میشوند. این فقط یک قطع ارتباط ساده نیست؛ این «قطع آینده» و ترور امید در قلب یک نسل است.
در چنین فضای خفقانآوری، فناوریهایی مانند استارلینک میتوانند نقشی تاریخی و تعیینکننده ایفا کنند. اینترنت ماهوارهای مستقل، به دلیل ماهیت فنی خود که فراتر از زیرساختهای زمینی و کنترلهای محلی عمل میکند، میتواند دسترسی امنتر و پایدارتری را برای زنانی فراهم کند که عمداً از حقوق شهروندی خود محروم شدهاند. استارلینک در اینجا دیگر یک کالا نیست؛ ابزاری است برای توانمندسازی، حفظ کرامت انسانی و شکستن محاصرهای که به دور نیمی از جمعیت ما کشیده شده است.
این یک بحث صرفاً فنی یا تجاری میان یک شرکت و مشتریانش نیست؛ این یک مسئله عمیقاً انسانی و یک آزمون اخلاقی بزرگ است. شرکتهای فناوری جهانی، بهویژه آنهایی که خود را پرچمدار آزادی اطلاعات و پیونددهنده انسانها میدانند، نمیتوانند در برابر حذف سیستماتیک زنان از فضای دیجیتال بیتفاوت بمانند. «بیطرفی فناورانه» در شرایطی که یک طرف ظالم و طرف دیگر مظلوم است، عملاً به معنای کمک به تداوم سرکوب و مشروعیتبخشی به خفقان است.
من از ایلان ماسک و مدیران ارشد شرکت استارلینک میخواهم که وضعیت اضطراری افغانستان را در صدر اولویتهای انسانی خود قرار دهند. فراهم کردن امکان دسترسی امن، مستقل و ارزان به اینترنت ماهوارهای برای زنان و دختران، فراتر از یک پروژه توسعهای، یک اقدام نجاتبخش است. این اقدام میتواند مرز میان خاموشی مطلق و حفظ بارقه امید برای نسلی باشد که تعمداً به حاشیه رانده شده اما تسلیم نشده است.
امروز، اینترنت برای زنان ما نه یک انتخاب میان گزینههای مختلف، بلکه یک «حق حیاتی» است. جهانی که مدعی باور به ارزشهای حقوق بشر و برابری است، نباید اجازه دهد این آخرین روزنه نور نیز توسط تاریکی بلعیده شود. ما برای زنده ماندن، برای آموختن و برای فریاد زدن هویت خود، به این پنجره رو به جهان نیاز داریم.
ما را دنبال کنید:
تلگرام | فیسبوک | واتسآپ | یوتیوب |صفحه هنر و ادبیات | اینستاگرام
ارسال دیدگاه