نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
سقوط جمهوریت در افغانستان تنها یک شکست نظامی نبود، بلکه برآیند دو دهه انباشت فساد، تمرکزگرایی مفرط و وابستگی ساختاری به حمایتهای خارجی بود. در حالی که میلیاردها دلار صرف دولتسازی شد، شکاف میان نخبگان کابل و واقعیتهای اجتماعی، در کنار توافقات پشتپرده بینالمللی، بستر را برای فروپاشی سریع فراهم کرد. این نوشتار به واکاوی ریشههای داخلی این شکست تاریخی میپردازد.
این نوشتار با نگاهی تحلیلی به دوران درانیها، فرآیند شکلگیری دولت متمرکز را در جغرافیای افغانستان امروزی واکاوی میکند. متن پیش رو تبیین میکند که چگونه تلاقیِ سازماندهی نظامی پشتونها و سنتِ دیرینهی دیوانسالاری زبان فارسی، شالودهی یک هویت سیاسی واحد را بنا نهاد. این جستار با عبور از قضاوتهای اخلاقی مدرن، منطق قدرت در قرن هجدهم را بررسی کرده و نشان میدهد که انتخاب زبان فارسی نه یک امتیاز قومی، بلکه ضرورتی راهبردی برای اداره قلمرو و اتصال به تمدن منطقه بوده است.
کتاب «دولتسازی نافرجام؛ استراتژی آمریکا در افغانستان بعد از سال ۲۰۰۱» نوشته دکتر سید محمدتقی حسینی، رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه گوهرشاد، نه تنها یک اثر علمی ارزشمند، بلکه سندی گویا از تحولات پیچیده افغانستان پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۱ است. این کتاب با نگاهی عمیق و تحلیلی، به واکاوی استراتژی آمریکا در […]