نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
عارف رحمانی، وکیل پیشین پارلمان، در این یادداشت انتقادی به کالبدشکافی جریانی میپردازد که با نقاب آکادمیک، درصدد مشروعیتبخشی به نابرابریهای ساختاری است. او با نقد دیدگاههای یونس فکور، استدلال میکند که نفی برابری اقوام و تقلیل عدالت به مفاهیم انتزاعی حقوقی، تلاشی برای تثبیت هژمونی قومی و پاککردن صورتمسئله تبعیض است. رحمانی این پروژه را تئوریزهکردن سلطه و گریز از مسئولیت تاریخی میداند.
امانالله خان بذر تجدد را در زمینی کاشت که هنوز گلخانه نداشت. نیت او رهایی از جهل بود، اما شتاب در تغییر، بدون آمادهسازی اخلاق اجتماعی، پیشرفت را به بنبست کشاند. تراژدی تاریخ اینجاست که گاهی قهرمانان نه برای اشتباه بودن، بلکه برای جلوتر بودن از زمان خویش قربانی میشوند. تجدد پیش از آنکه قانون باشد، باید به یک فهم فرهنگی تبدیل شود.
پایداری نسبی پول افغانی نه نشانه شکوفایی اقتصاد است و نه حاصل مدیریت معجزهآسا؛ بلکه نتیجه پیوند آن با اقتصاد واقعی مردم است. اقتصادی که بر دادوستد روزمره، مصرف واقعی و نیازهای میدانمحور ایستاده، نه بر بدهی، حباب و توهم رشد. افغانی زخمی است، اما هنوز بر زمین واقعیت ایستاده است.
افغانستان سرزمینی با تنوع گسترده قومی و تجربههای پیچیده قدرت است؛ جایی که تاریخ آن میان هویتهای گوناگون، رقابتهای سیاسی و تلاشهای مداوم برای همزیستی شکل گرفته. گذشته این کشور نشان میدهد که نبودِ قرارداد اجتماعی عادلانه و مداخله قدرتهای خارجی، بارها مسیر ثبات را مختل کرده و ضرورت بازاندیشی در ساختار قدرت را برجسته کرده است.
فعالان حقوق بشر و فرهنگیان در نامهای به سازمان ملل، نسبت به «آپارتاید زبانی» علیه فارسی دری توسط رژیم طالبان هشدار دادند. این نامه با انتقاد از حذف سیستماتیک فارسی از عرصههای اداری و آموزشی، خواهان آغاز تحقیقات مستقل بینالمللی و پاسخگوسازی رهبران این گروه شد. آنها این اقدامات را جنایت علیه بشریت و تهدیدی برای هویت فرهنگی میدانند.
آیا مرزهای سیاسی مدرن میتوانند میراثِ کهنِ تمدنی را تکهتکه کنند؟ سعید موسوی در این جستار، با نقدِ صریحِ تعصباتِ زبانی، استدلال میکند که فارسی، دری و تاجیکی نهتنها سه زبانِ مستقل نیستند، بلکه شاخههای پیوسته شجرهای واحدند. او نشان میدهد که چگونه تفاوتِ لهجهها نشانهی پویایی زبان است و انکارِ این وحدت، تیشهزدن به ریشه تاریخ و ادبیات مشترک ماست.